با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان: امروز اگر خدا بخواد
مباحث در مورد معنای وحدت رو تمومش کنیم تا به مباحث بعدی برسیم . قبلا
ازتون خواهش کنم که به این بحث دقت زیادی بکنید. بنده هم متاسفانه به
خاطر کمبود وقت نمیتونم اونجوری که شایسته مبحثه به تفصیل توضیح بدم.
ازشما خواهش دارم که زحمت دقت رو قبول بفرمایید و بر سر بنده منت بذارید.
گفتیم که کلمه وحدت اقسام مختلفی داره . وحدت در اولین تقسیم به وحدت
حقیقی و وحدت غیر حقیقی تقسیم میشد. اقسام وحدت غیر حقیقی رو بیان
کردیم. حالا نوبت رسیده به وحدت حقیقی.
اقسام وحدت حقیقی
در ابتدا باید عرض کنم خدمتتون که خود وحدت حقیقیه دوقسم داره.قسم اول
وحدت غیر حقه نام داره و قسم دیگرش وحدت حقه نام داره. بر این اساس ما
میتونیم بگیم که در نگاه کلی سه جور وحدت داریم .
1—وحدت غیر حقیقیه
2—وحدت حقیقیه غیر حقه
3—وحدت حقیقیه حقه
در توضیح دوقسم وحدت حقیقی باید عرض کنم که : یک چیزی رو وقتی ما
بهش نگاه عقلی میکنیم ، میبینیم که یا این چیز ، کلمه وحدت یک صفت برای
اون چیز هست (چنین چیزی وحدت غیر حقه داره) . گاهی اوقات اینجوری
نیست . یعنی کلمه وحدت ، یک صفت برای اون چیز نیست. بلکه خود اون چیز
عین وحدته (این چیزصاحب وحدت حقه است) !!!!! به عبارت دیگه بگم که
واحد حقیقی یا ذاتی است که متصف به وحدت باشه (این ذات رو واحد غیر
حقه میگن) یا ذاتی است که عین وحدته( این رو هم واحد حقه میگن). یه کم
سخت شد مگه نه ؟؟؟ بله درسته . اخه ما تا حالا چیزی که وحدت حقه داشته
باشه رو ندیده ایم . برای همین هم درکش برامون سخته.فعلا کاری به وحدت
حقه نداشته باشیم . بریم سراغ وحدت غیر حقه و اون رو بیشتر توضیح بدیم.
بعدا انشاالله معنای وحدت حقه و مصداقش بیشتر روشن میشه.اما ما بیشتر
از هر کدوم از اقسان وحدت ، با وحدت غیر حقه اشنا هستیم.
گفتیم که وحدت غیر حقه ، اون وحدتی هست که صفتی برای یک چیز است.
مثلا شمایی که در حال مطالعه این مقاله هستید ، چند تا هستید؟؟؟
معلومه واحد هستید . رایانه شما چند تاست ؟؟؟ اون هم واحده و هرچیزی
که در اتاقتون میبینید ، وحدت داره و واحده . واضحه که وحدت شما عاریتی و
امانتی نیست . شما حقیقتا یک فرد واحد هستید. کامپیوتر شما حقیقتا یک
شیء واحده . وحدت شما و وحدت کامپیوتر شما ، وحدت حقیقیه.اما یک سوال
ازتون دارم . ایا میشه گفت که واحد یعنی شما ؟؟؟؟ یا میشه گفت گفت که
واحد یعنی کامپیوتر شما؟؟؟ شما واحد هستید ولی وحدت، شما نیست.
رایانه شما واحده اما واحد ، رایانه شما نیست.
میدونید از این سوالات چی میخوام ؟؟؟ میخوام براتون روشن کنم که شما عین
وحدت نیستید . ذات شما با ذات وحدت فرق داره . میخوام بگم که این وحدت
یک صفته برای شما . در اینجا وحدت ، با واحد فرق داره . واحد که شما هستید
یا کامپیوتر شما ، غیر از صفت وحدته . اما در وحدت حقه اینجوری نیست.
یعنی بین وحدت و واحد هیچ فرقی وجود نداره . وحدت عین واحده و واحد هم
عین وحدته .
حالا با تو ضیحاتی که دادم ، یه سر بزنید به تعریف وحدت حقه و غیر حقه تا
معنای اون تعریف به خواست خدا براتون کاملا روشن بشه . حالا که معنای دو
قسم وحدت حقیقی روشن شد باید عرض کنم که:خود وحدت غیرحقه دوقسم
داره . قسم اول ، وحدت خصوصی و قسم دوم ، وحدت عمومی . وحدت
خصوصی ، همون وحدت عددی است . وقتی میگیم فلان شیء واحده یعنی
یک عدده . بهتره اینرو هم بگم که وحدت عددی یا همون وحدت خصوصی هم
خودش دو قسم داره که بنده به خاطر طولانی شدن بحث نمیخوام در موردش
صحبت کنم . وحدت عمومی هم دو قسمه .در واحد عمومی ، یا منظور از
عمومیت ، عمومیت مفهومی است یا اینکه منظور ما عمومیت به معنای سعه
و گسترش وجودی است . اگر معنای عمومیت اون به معنای عمومیت مفهومی
باشه ، این چنین واحدی یاواحد نوعی هست یا واحد جنسی. ( دقت کنید که
این نوع وحدت ، یعنی وحدت نوعی و وحدت جنسی ، غیر از اون دوتا وحدتی
هست که سابقا توضیح دادیم و گفتیم که اسم اونها وحدت بالنوع بود وحدت
بالجنس. وحدت بالنوع و بالجنس از اقسام وحدت غیر حقیقی بودند که درنوع
خود یا جنس خود اشتراک داشتند. اما خود نوع انسان . یعنی مفهوم انسان،
وحدت حقیقی داره . یعنی ما از مفهوم انسان که یک مفهوم نوعی است ،
یک معنای واحد بیشتر درک نمیکنیم. و مفهوم انسان حقیقتا یک مفهوم واحده .
وحدت جنسی هم با وحدت بالجنس همین فرق رو داره .) اما وحدت عمومی
که عمومیت در اون به معنای عمومیت سعه و گسترش وجودی باشه ، برای
فهمش احتیاج به مقدمات خیلی زیادی دارید . چون تنها چیزی که چنین وحدتی
داره ، یک حقیقتی است به نام وجود منبسط یا اسم دیگرش نفس الرحمان
است . خود اینکه وجود منبسط یا نفس رحمانی چیست ، احتیاج به مقدمات
زیادی داره که بنده رو از توضیحش معاف و از عدم توضیحش عفو بفرمایید.
این وحدت رو وحدت ظلیه هم میگن.
خب حالا بریم سراغ وحدت حقه حقیقیه . ببینید دوستان ، این وحدت تنها
مخصوص خداست . وقتی میگیم خدا واحده ، منظورمون وحدت عددی نیست.
وحدت عددی یه نوع وحدته که مخصوص ماهیاته . اگر با بحث جوهر و عرض
اشنا بودید ، میدونستید که عدد ، از اقسام عرضه . عرض هم حتما به یک
جوهر وابسته است . جوهر و عرض هر دوتاشون از اقسام ماهیت هستند.
حالا اگر کسی خدا رو واحد بدونه و منظورش از این وحدت ، وحدت عددی باشه
در حقیقت خدا رو مثل جوهر دونسته . جوهر هم که ماهیته . یعنی خدا رو
ماهیت میدونه . اگر هم خدا ماهیت بشه ، میدونید که ماهیت اصلا اصالت نداره
و ... حالا ببینید بحث سر از کجا در میاره . اقایونی که مدعی علم توحید هستند
و خودشون رو استاد میدونند و ... کاش یک بار خود کلمه توحید رو معنا
میکردند . راستش رو بخواید مطمئنم که اصلا نمیدونند وحدت اقسامی داره.
همین اقایون با همین بی سوادیشون در همه چیز دخالت میکنند. در عرفان،
در علوم غریبه ، در قران ، در حدیث و ... متاسفانه از توحید حتی معنای کلمه
خود توحید رو هم نمیدونند ولی مدعی علم توحیدند. خدا میدونه بعضیاشون
معنای جوهرو عرض رو که از ابتدایی ترین مسائل فلسفه هست رو نمیدونند
و من مجبور شده ام ساعتها وقت صرف توضیح این مطلب براشون بکنم و
خیلی از مسائل دیگه که هیچ علمی از اون ندارند ولی ... . حالا ببینید اگر
توحید بیفته دست کسی که اینقدر در این مسائل ابتدائیه ، وبعد بخواد همین
فرد درباره قران نظر بده و حدیث و دین و ... چی برسر دین میاد؟؟؟؟ .
حالا بگذریم از این درد دلها . اگر منظور از وحدت خداوند وحدت عددی باشه،
یک مشکل بزرگ دیگه هم پیش میاد. اونم مشگل شرکه. در مسئله قبلی
بحث کفر مطرح بود . چون با واحد عددی دونستن خدا اون رو ماهیت دونستیم
و این کفره . اما مشکل دیگه اینه که خدایی که لیس کمثله شیء ، اگر
وحدتش عددی باشه ، تبدیل میشه به یه موجود مثل کل شیء . چون همه
چیز در عالم ماهیت داره و وصف وحدت عددی میتونه بر هر ماهیتی صدق
کنه.اگر وحدت خدا وحدت عددی باشه در صفت وحدتش شبیه و مثل همه
اشیاء میشه . یعنی به عدد موجودات عالم برای خداشریک پیدا شد. حالا ببینید
که توحید چه قدر دقیقه . دلایل فراوانی هست برای اینکه وحدت خدا وحدت
عددی نیست بلکه وحدت حقه حقیقیه است . اول اینکه اگر وحدت خدا عددی
باشه لازمه اش کفره . دوم اینکه لازمه اش شرکه . سوم اینکه خدا باید
ماهیت باشه در حالیکه منزه از ماهیته . چهارم اینکه لازمه اش محدود بودن
خداست
(چون ماهیت یعنی حد وجود) در حالیکه خدا نامحدوده و اشکالات فراوان
دیگه ای که نمیخوام وارد بحثش بشم.. اینها همگی دلایل نقضی هست بر
اینکه وحدت خدا وحدت عددی نیست .
اما دوستان عزیز میدونید این حرفها که زدیم یعنی چی؟؟؟ یعنی کسی نمیتونه
حتی بفهمه وحدت خدا یعنی چی . چون واحد بودن از اسماء ذات خداست.
اسماء ذات هم عین ذات هستند. ذات خدا که قابل شناخت برای احدی نیست.
وحدت اوهم چون عین ذاتشه قابل شناخت برای احدی نیست . تنها میشه
فهمید که چنین وحدتی هست و این وحدت فقط بر خداوند صدق میکنه و
لا غیر . تنها میشه از اون وحدت در مقام عقل مفهومی درک کرد والبته
این مفهوم خیلی مفهوم ضعیف و دست و پا شکسته ای هست . دقیقا مثل
ذات . اما در مقام شهود میشه وحدت او را به اندازه ظرفیت فرد عارف شهود
کرد. اما هیچ وقت نمیشه به کنه وحدت او حتی با شهود هم رسید. اصلا عارف
حقیقی کسیه که به شهود این مقام رسیده باشه . البته این معناش این
نیست که وحدت حقتعالی قابل شهوده . عرض کردم هر عارفی به اندازه
وسعت خودش میتونه حظی از شهود وحدت حقتعالی ببره ولی هیچکس
نمیتونه به کنه وحدت او پی ببره . حالا ببینید تعبیر قران چه قدر دقیقه .
نمیگه (قل هو الله واحد) که توهم وحدت عددی بشه . بلکه میگه (قل هو الله
احد ) البته تعبیر واحد هم داریم اما مربوط به مقام هویت نیست بلکه در مقام
الوهیت خداوند تعبیر به واحد میکنه . حالا اینها بحثهای خیلی تخصصی
عرفانیه که فکر نمیکنم شما ازش چیزی سر در بیارید. پس بگذریم .یا تعبیر
بلند معصوم (اگر اشتباه نکنم امیر المومنین در نهج البلاغه هست یا امام
سجاد) در مورد وحدت حقتعالی که میفرمایند (واحد لا بالعدد) .
حالا تازه تونستیم بفمیم که کلمه توحید چه معنایی داره . از اولین شرک و
کفرمون خلاصی پیدا کردیم . بریم و برسیم به مباحث بعدی در باب توحید .
خلاصه مباحث این شد که ما چندین نوع وحدت داریم که عبارتند از
1- وحدت بالجنس 2- وحدت بالنوع 3- وحدت بالکیف 4- وحدت بالکم 5- وحدت
بالوضع 6- وحدت بالنسبه (اینها همگی اقسام وحدت غیر حقیقی بودند .) 7و8
دوقسم وحدت عددی 9- وحدت نوعی 10- وحدت جنسی 11 وحدت بالعموم
وجودی و سعی (که وحدت ظلیه هم نام داره) 12 وحدت حقه حقیقیه که
مختص به خداست . از این اقسام وحدتها تنها وحدت حقه حقیقیه شایسته
ذات ربوبی است .
ببخشید که کمتر توضیح دادم . راستش اگر بخوام وارد مباحث بشم خیلی
خیلی حرف زیاده . هم خودم و هم شما رو هم خسته میکنم. این بحث رو
میشد از منظر قرانی و روایی بررسی کرد و خیلی بیشتر روش مانور داد .
اما فکر میکنم همین مقدار کافی باشه .
اما دوستان باید عرض کنم که بنده شنبه یه مسافرت در پیش دارم. یکی از
اولیای خدا که استاد حقیر هستند و بنده به دلایلی از بردن نامشون معذورم
از بنده خواستند که ایشون رو به قم و زیارت حضرت معصومه(س) و جمکران
ببرم . محمد علی و که داستانش رو توی پست قبلی براتون گفتم و یکی دیگه
از رفقا هم با ما هستند . احیانا در بین راه در اصفهان مهمان حضرت ایت الله
شوشتری هستیم ایشون هم یه مسافرت دارند به قم و تهران که توفیق
همراهی ایشون رو هم داریم . ممکنه تا اواخر هفته توفیق خدمت رسیدن
رو نداشته باشم . خیلی به این سفر امید دارم . انشاالله که مورد توجهات
حضرت صاحب الامر قرار بگیریم . از شما خواهش دارم که بنده رو دعا کنید .
تقاضایی از حضرت صاحب دارم که شاید با دعاهای شما حضرت به
بنده سراپا تقصیر نگاه کنند. پس ما رو یادتون نره . من هم یاد همه هستم .
التماس دعا.
بماند برای بعد. 