تبلیغات
توحید و عرفان - چرا از تعمق در ذات خدا نهی شده ایم ؟ -- ۱

توحید و عرفان
 
وبگو | پلیر ساده و زیبای پخش آهنگ

متن جانشین


✿بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ✿ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ✿ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ✿ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ✿ در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید✿ باغ صد خاطره خندید✿ عطر صد خاطره پیچید ✿ یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم ✿پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ✿ ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ✿ تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ✿ من همه محو تماشای نگاهت ✿ آسمان صاف و شب آرام ✿ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن ✿ لحظه ای چند بر این آب نظر كن ✿ آب ، آیینه عشق گذران است ✿ تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است ✿ باش فردا كه دلت با دگران است ✿ تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن ✿ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ✿ سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ✿ روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ✿ چون كبوتر لب بام تو نشستم ✿ تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم ✿ باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم ✿ تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ✿ حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم ✿ یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم✿ پای در دامن اندوه كشیدم ✿ نگسستم ، نرمیدم ✿ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ✿ نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ✿ نكنی از آن كوچه گذر هم ✿بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم✿

 
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مهر 1386 توسط مهم نیست

(توجه توجه باید به این ارسال خیلی دقت کنید و تند تند نخونید و سرسری ازش نگذرید)

.

با سلام و ارزوی قبولی طاعات و عبادات برای همه : یه مساله خیلی مهم

.

که لازمه درموردش یه کم (نه بیشتر) صحبت کنیم اینه که چرا در روایات و

.

متون دینی از تفکر در ذات الهی نهی شدیم؟؟؟

.

قبلش لازمه که یه توضیح بدم و بعدش وارد بحث بشم. بر اساس عقل و

.

نقل ، ذات خدا نامحدوده. یعنی اینکه خدا یک وجود بی نهایت هست که

.

این بی نهایت بودنش من جمیع جهاته. ببینید ما چیز های بینهایت دیگه هم

.

داریم مثل سلسله اعداد. اما سلسله اعداد از همه جهات بی نهایت

.

نیست. معنای بینهایت بودن سلسله اعداد اسنه که شما توی ذهنتون تا

.

هر جا که بخوای بشماری باز هم تموم نمیشه. تا هرجا که اعتبار کنی

.

تموم شدنی نیست(اعتبار کردن یعنی لحاظ عقلی کردن و چیزی رو در

.

ذهن ترسیم کردن) . اما این بی نهایت بودن سلسله اعداد هم اعتباریه

.

(فقط تا جایی که ذهن توان اعتبار کردن داشته باشه ممکنه) هم اینکه

.

فقط از یک جهت بی نهایته. اونم از جهت کثرت عددیه. شما هرچیز

.

بینهایتی که بتونید توی عالم پیدا کنید همینجوریه. یعنی هم بی نهایت

.

بودنش اعتباریه و حقیقی نیست وهم نا محدود بودنش از همه جهات

.

نیست. اما ذات خداوند بی نهایت حقیقیه . یعنی اصلا نمیشه بینهایت

.

بودنش رو تصور کرد. چون ذهن ما هرچی هم که تلاش بکنه یه چیز

.

بینهایت واقعی رو درک کنه بازهم محدود میتونه درکش کنه و بالاخره

.

عاجز و سرگشته میشه. شما هرچی که سعی کنید که یه ذات بینهایت رو

.

که از هیچ وجهی محدود نیست درک کنید، هرچی که به ادراک ذهن و

.

عقلتون وسعت بدید باز هم محدود درکش کردید. اصلا بی نهایت واقعی

.

توی ذهن نمیاد . چون قدرت ادراک ما محدوده و نامحدود هیچ وقت توی

.

محدود نمیگنجه. اگر ما بتونیم نامحدود بودن خدارو درک کنیم یعنی اینکه

.

تونستیم به نامحدودیش احاطه علمی پیدا بکنیم و ناچارا از جهت ادراک

.

نامحدودیش،محدود میشه. پس یک جهت پیدا شد در خدا که نا محدود

.

نیست . این مطلب مخالف صریح عقل و برهان، و نقل و قرانه. پس ما به

.

هیچ وجه نمیتونیم ادراک ذات نامحدود بکنیم. خب این مقدمه ایکه لازم بود

.

گفته بشه.

.

اولا باید بگم که مارو از اثبات ذات نهی نکردن. بلکه از تعمق در ذات  نهی

.

کردن . تعمق در ذات یعنی اینکه خودمون رو به زحمت نیندازیم تا بفهمیم

.

که ذات خدا چیه . در همین حد که بفهمیم یک ذاتی هست و این ذات

.

بینهایته و نمیشه اونرو ادراک کرد ،کافیه .

.

بعدا در مباحث فلسفی اثبات میکنیم که خدا چیستی نداره. هستی

.

محضه و وجود محضه. یک وجودی که ماهیت نداره(ماهیت رو هم بعدا

.

دقیق توضیح میدیم). اخه ماهیت یعنی حد وجود و دامنه و کرانه وجود.

.

خدا که دامنه و کرانه و حد نداره. برای همینه که ادراک خدا ممکن نیست.

.

ادراک عقل ما در حد چیستی و ماهیت اشیا هست و از هستی اشیا ،

.

چیزی جز یک مفهوم بنام وجود درک نمیکنیم. اخه حقیقت وجود به ذهن

.

نمیاد. مفهوم وجوده که به ذهن میاد. شما از یک اتش دو چیز میفهمید .

.

یک هستی میفهمید به این معنا که یک وجودی هست. یکی دیگه اینکه

.

این وجود اتشه .مفهوم اتش ، همون ماهیت اتشه که به ذهن شما اومده

.

ولی ایا وجود اتش هم به ذهن شما اومده؟؟؟؟؟؟ اگر وجود اتش به ذهن

.

شما بیاد که ذهن شما باید بسوزه و از بین بره. ذهن ما قدرت نداره حتی

.

وجود خودش رو درک کنه . از خودش هم فقط یک ماهیت بنام ذهن درک

.

میکنه . حالا باید بگم که اقایان فلاسفه و عرفا میگن که ذات خدا موضوع

.

هیچ علمی قرار نمیگیره. چون اگر ما بخوایم یک چیزی رو موضوع علمی

.

قرار بدیم باید لا اقل به ماهیت موضوع اون علم پی ببریم. ذات خدا که

.

ماهیت نداره تا بخواد موضوع علمی واقع بشه . اصلا خدا در مرحله ذات نه

.

ادراک شده نه عبادت شده نه هیچ چیز دیگه ای. حتی در مرحله ذات خدا

.

اسم و رسم هم نداره . ببینید اگر درمرحله ذات یک اسمی رو به خدا

.

نسبت بدیم اونو متعینش کردیم وبهش تعین دادیم. خدا در مرحله ذاتش

.

هیچ تعینی نداره . هیچ اسمی هم نداره چون هر اسمی که بهش نسبت

.

داده بشه اونو متعین کرده و تعین با صرافت اون سازکار نیست و همه

.

ذاتش رو شامل نمیشه. مثلا اقای جوادی املی یک ذاتی داره. وقتی که

.

یک اسم یا صفتی رو بهش نسبت میدیم اونو متعین به یک صفت مردیم و

.

اونو از مرحله ذاتش اوردم پایینتر. وقتی میگیم ایشون فرد عالمی است

.

یعنی فقط اونرو در عالمیتش لحاظ کردیم و جنبه های دیگه ایشون رو

.

لحاظ نکردیم . اخه ذات ایشون هم عالمه هم عابده هم عارفه هم زنده

.

است هم فیلسوفه و.... . پس فقط ایشون رو متعین به عالمیت کردیم . و

.

ذاتش رو نتونستیم ازش تعبیر کنیم. خدا هم که در مرحله ذات اسم و

.

صفت و رسم نداره برای همینه. تا اینکه یک اسمی رو به اون نسبت بدیم

.

در حقیقت اونرو از مرحله ذات تنزل دادیم و متعینش کردیم .





طبقه بندی: ..::عرفان نظری۲::..، 

..::اشتراک گذاری مطلب.:..

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

-:¦:- Weblog Themes By توحید و عرفان -:¦:-


Best Resolution => 1600 * 900


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به سایت توحید و عرفان است | طراحی => توحید وعرفان