تبلیغات
توحید و عرفان - فلسفه ۲ -- معنای ماهیت -- زیادت وجود بر ماهیت

توحید و عرفان
 
وبگو | پلیر ساده و زیبای پخش آهنگ

متن جانشین


✿بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ✿ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ✿ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ✿ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ✿ در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید✿ باغ صد خاطره خندید✿ عطر صد خاطره پیچید ✿ یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم ✿پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ✿ ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ✿ تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ✿ من همه محو تماشای نگاهت ✿ آسمان صاف و شب آرام ✿ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن ✿ لحظه ای چند بر این آب نظر كن ✿ آب ، آیینه عشق گذران است ✿ تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است ✿ باش فردا كه دلت با دگران است ✿ تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن ✿ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ✿ سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ✿ روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ✿ چون كبوتر لب بام تو نشستم ✿ تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم ✿ باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم ✿ تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ✿ حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم ✿ یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم✿ پای در دامن اندوه كشیدم ✿ نگسستم ، نرمیدم ✿ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ✿ نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ✿ نكنی از آن كوچه گذر هم ✿بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم✿

 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مهر 1386 توسط مهم نیست

(قبلش حتما باید فلسفه ۱ رو خونده باشید)

.

باز هم سلام: خیلی پر حرفم مگه نه. گفتم دارم میرم حرم امام رضا و ده

.

دوازده روز نیستم اقلش یه درس دیگه از فلسفه براتون بذارم و بعدش

.

برم. شاید توی این مدت بیشتر یاد ما باشید و دعامون کنید. خب توی درس

.

اولی از واژه وجود صحبت کردیم و معناش رو گفتیم که یعنی چی. حالا

.

نوبت رسیده به معنای ماهیت.

.

کلمه ماهیت هم یکی از پر کار برد ترین کلاماتی هست که توی علم

.

فلسفه با هاش برخورد داریم. قصد ما سنگین و فلسفی و اصطلاحی

.

صحبت کردن نیست. میخوایم معنای ماهیت رو بفهمیم. حالا هرچی ساده

.

تر بیان بشه بهتر. من سعی خودم رو در ساده گویی میکنم. شما هم

.

زحمت دقت کردن بهش رو بکشید.

.

ببینید ،ما هر چیزی رو که میبینیم دوتا چیز ازش میفهمیم. یکی از اون

.

چیزایی رو که میفهمیم هستی و وجوده  که توی درس قبلی در بارش

.

صحبت کردیم. دوم چیزی که میفهمیم چیستی و ماهیته. مثلا ما از دور یه

.

نقطه سیاه میبینیم. اول میفهمیم که یه چیزی اونجا هست . یعنی

.

میفهمیم که یه وجودی اونجا هست. اما نمیدونیم که چی هست .یعنی

.

چیستی اون چیز سیاهی رو که از دور دیدیم ،نمیدونیم. وقتی نزدیک اون

.

چیز به ما نزدیک شد مثلا میفهمیم که اون چیز یه انسان بوده. این انسان

.

میشه ماهیت اون چیز.

.

هر چیزی رو که شما می بینید همینطوره. یعنی یه هستی و وجود داره ،

.

ویه ماهیت و چیستی داره . خیلی چیزا هستن که ماهیت دارند ولی وجود

.

ندارند. مثل مثلا اژدها. شما یک ماهیتی رو بنام اژدها درک میکنید ولی

.

میدونید که وجود نداره. یا مثلا سیمرغ که ماهیتش رو شما توی ذهنتون

.

درک میکنید ولی وجود نداره. پس معنای ماهیت میشه چیستی اشیاء .

.

خیلی خیلی سادست. یه کلمه سختی هم نیست وخیلی راحت هم قابل

.

درکه. انسان یه وجود داره و یه ماهیت.

.

خب حالا باید یه کم بیشتر در مورد ماهیت براتون توضیح بدم که بعدا بتونیم

.

از مباحثی که داریم ،بهتر استفاده کنیم.

.

ببینید ، ماهیت حد وجوده . کرانه وجوده . دامنه وجوده . یعنی چی؟؟؟؟

.

اینم خیلی اسونه.

.

ما هر وجودی رو که میبینیم ، یه حد و حدودی داره که ذهن ما از هر کدوم

.

از این حد و حدود ها یه مفهومی برداشت (کلمه اصطلاحیش میشه

.

انتزاع) میکنه. اگر یه وجودی مثلا یه سر و دو گوش و دو پا و  ... داشته

.

باشه ، ذهن ما به یه وجودی مثل این میگه انسان. اگر چهار تا پا داشته

.

باشه میگه حیوان. این ماهیت حیوان رو که ذهن ما از یک موجود چهار پا

.

برداشت میکنه ، حد یک وجود است. دامنه یک وجود است. اگر دامنه و

.

کرانه و حد یه وجودی مثلا با دوتا پا باشه ، ذهن ما یه ماهیت دیگه

.

(انسان ) از اون برداشت(انتزاع) میکنه. حالا ذهن ما از حد و کرانه و دامنه

.

(نمیدونم هر اصطلاحی که میخواید بگید) هر وجودی ، یه ماهیتی برداشت

.

میکنه. از حد یه وجود ، ماهیت سنگ رو برداشت میکنه. از حد یه وجود

.

دیگه ماهیت درخت رو و ... . پس هر چیزی یه ماهیتی داره و یه وجود

.

( البته خدا ماهیت نداره ماهم فعلا باهاش کار نداریم تا به وقتش چون باید

.

این مطلب رو اثبات کنیم) .

.

شما در جواب از چیستی هرچیزی ، کلمه ای رو که میشنوید میشه

.

ماهیت اون چیز. 

.

خب حالا لازمه که یه بحثی رو پیش بکشیم که توی فلسفه بهش میگن <

.

زیادت ماهیت بر وجود >. زیادت وجود بر ماهیت یعنی اینکه وجود معنایش

.

با ماهیت متفاوته واین دوتا غیر از یکدیگر هستند. اخه ممکنه که یکی بگه

.

نه خیر ماهیت اشیاء همون وجود اشیاء هست. ما می خوایم بگیم که نه

.

خیر وجود اشیاء زائد بر (یک حقیقتی هست غیر از ) ماهیت اشیاء. مثلا

.

میخوایم بگیم که انسانیت انسان ، غیر از وجود انسانه. یا به اصطلاح

.

فلسفیش ، وجود انسان ، زائد بر ماهیت انسانه. البته قبل از برهان اوردن

.

براینکه وجود و ماهیت با همدیگه فرق دارن باید بگم که بحث از مغایرت

.

وجود و ماهیت مربوط به ذهنه . یعنی ما در ذهنمون معنایی که از ماهیت

.

اشیاء درک میکنیم ، غیر از معنایی هست که از وجود اشیاء درک میکنیم.

.

وگرنه در خارج از ذهن ، وجود و ما هیت اشیاء با هم یکی هستند و فرقی

.

ندارند. اصل بحث اینه که ذهن ما یه چیزی رو که در خارج (از ذهن) مدرک

.

میکنه وقتی توی ذهن میخواد تجزیه و تحلیلش کنه اونرو به دوتا مفهوم

.

تجزیه میکنه. یکی از این مفاهیم وجود اون چیز هست ویکی دیگه اش هم

.

ماهیت اون چیزه. ولی در خارج از ذهن ما دو تا چیز نداریم . ودر خارج از

.

ذهن ، وجود و ماهیت با هم یکی هستند.

.

خب بریم سراغ دلیل اوردن.

1-- دلیل اول اینه که میشه وجود رو از ماهیت سلب کرد. یعنی اینکه

.

میشه یه ماهیتی رو گفت که وجود نداره. مثلا همون ماهیت سیمرغ رو که

.

قبلا هم مثال زدیم ، میتونیم بگیم که وجود نداره. پس ماهیت سیمرغ غیر

.

از وجود سیمرغه. اگر ماهیت سیمرغ ، عین وجود سیمرغ بود نمیشد گفت

.

که وجود نداره. همین که یه چیزی ماهیت داشته باشه ولی وجود نداشته

.

باشه کافیه برای اینکه اثبات بشه که ماهیت و وجود با هم فرق میکنن.

.

دلیلهای زیاد دیگه ای هم هست که بنده لازم نمیدونم اونا رو  اینجا بیارم.

.

همین یه دلیل کافیه که اثبات بشه که این دوتا با هم فرق دارن. اخه

.

دلیلهای دیگه یه کم سخته و فنی تره . اما شما که هنوز ذهن شریفتون با

.

مسائل فلسفی انس نگرفته ممکنه یه کم براتون اسباب زحمت بشه. خب

.

همینقدر کافیه. خواهش من اینه که این مطالب رو که تا اینجا عرض کردم

.

یعنی درس یک و دو فلسفه رو به دقت مرور کنید که فعلا با این ها خیلی

.

کار داریم. سوال اگه داشتین حتما برام کامنت بذارین وقتی اومدم جواب

.

میدم. حوصله ما خیلی زیلده تا این مطلب رو کاملا هضمش نکنیم سراغ

.

مطلب جدید نمیریم.

.

خب هم خیلی خسته شدم و هم خیلی خستتون کردم. بنده فردا که چهار

.

شنبه است دارم میرم مشهد تا از جانب شما نایب الزیاره باشم. برای

.

اینکه روزه هام درست باشند باید نیت ده روز کنم. شب قدر سوم رو یعنی

.

بیست و سوم رمضون رو توی حرم امام رضا یاد همه هستم. البته

.

شرطش اینه که یادم باشید.

.

خدا نگهدار.

.

بماند برای بعد

.





طبقه بندی: ..::فلسفه ۱::..، 

..::اشتراک گذاری مطلب.:..

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

-:¦:- Weblog Themes By توحید و عرفان -:¦:-


Best Resolution => 1600 * 900


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به سایت توحید و عرفان است | طراحی => توحید وعرفان