تبلیغات
توحید و عرفان - فلسفه۷- اشتراک معنوی وجود۲

توحید و عرفان
 
وبگو | پلیر ساده و زیبای پخش آهنگ

متن جانشین


✿بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ✿ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ✿ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ✿ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ✿ در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید✿ باغ صد خاطره خندید✿ عطر صد خاطره پیچید ✿ یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم ✿پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ✿ ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ✿ تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ✿ من همه محو تماشای نگاهت ✿ آسمان صاف و شب آرام ✿ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن ✿ لحظه ای چند بر این آب نظر كن ✿ آب ، آیینه عشق گذران است ✿ تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است ✿ باش فردا كه دلت با دگران است ✿ تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن ✿ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ✿ سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ✿ روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ✿ چون كبوتر لب بام تو نشستم ✿ تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم ✿ باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم ✿ تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ✿ حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم ✿ یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم✿ پای در دامن اندوه كشیدم ✿ نگسستم ، نرمیدم ✿ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ✿ نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ✿ نكنی از آن كوچه گذر هم ✿بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم✿

 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آبان 1386 توسط مهم نیست

خدمت همگی سلام: امروز ادامه بحث اشتراک وجود رو میخوام براتون

.

بگم. انشاالله که درس قبلی رو خوب یاد گرفتید و الان مطلب رو خودتون تا

.

تهش رفتید.

.

خب در نزد فلاسفه و عرفا محقق شده و مسجله که مفهوم وجود

.

مشترک معنویه. حتی بعضیا گفتند که اشتراک معنوی بودن وجود ، بدیهیه

.

و نیاز به برهان اوردن نداره . ولی چون مساله مهمی هست براش برهان

.

میاریم که جای شکی برای کسی باقی نمونه.

.

دلیل یک: ما میتونیم وجود رو به اقسام گوناگونی تقسیم کنیم. هر چیزی

.

که بشه اونرو به اقسام گوناگون تقسیم کرد مشترک معنویه . پس وجود

.

مشترک معنویه.

.

خب این برهان اول ماست که باید یه کم بیشتر توضیحش بدم. ببینید اگر یه

.

مفهومی مشترک معنوی باشه میشه به اقسام گوناگونی تقسیمش کرد.

.

چون این مفهوم بالاخره بین چند تا چیز ، اشتراک مفهومی داره. مثلا

.

حیوان که یک مفهوم مشترک معنویه و این مفهوم در همه اقسامش به

.

یک معنا به کار میره رو میشه به چند قسم تقسیم کرد. مثلا گفت که

.

حیوان تقسیم میشه به خونگرم و خونسرد . حیوانات خونگرم تقسیم

.

میشن به ... . اما اگر یه مفهومی مشترک لفظی باشه این قابلیت رو

.

نداره. مثلا شما بیاید و مفهوم شیر خوردنی رو بیارید توی ذهنتون و بگید که

.

شیر تقسیم میشه به شیر بیشه و شیر پاکتی و شیر ابی. این تقسیم

.

اصلا درست نیست و از ریشه غلطه. چرا مشترک لفظی نمیتونه مقسم

.

(چیزی که قابل قسمته) واقع بشه؟؟؟؟ . چون این لفظ در هرجا یه معنای

.

مخصوص به خودش داره. ولی اگر چیزی بخواد که مقسم واقع بشه باید

.

حتما در همه اقسامش به یه معنا بکار بره.مثلا حیوان که تقسیم میشه به

.

خونگرم و خونسرد و ... هروقت میگیم که حیوان خونگرم از حیوانیت همون

.

معنایی رو میفهمیم که از حیوانیت در عبارت حیوان خونسرد میفهمیم. اما

.

چیزایی که مشترک افظی هستند اینجوری نیستند. حالا میبینیم که وجود

.

مقسم واقع میشه . مثلا میگیم که وجود تقسیم میشود به وجود واجب و

.

وجود ممکن. وجود ممکن تقسیم میشه به وجود جوهری و وجود عرضی

.

و ... . پس نتیجه این میشه که چون وجود قابل تقسیم شدن هست ، پس

.

وجود مشترک معنوی است . اگر مشترک لفظی بود ، نمیتونست به

.

اقسامی تقسیم بشه.

.

دلیل دوم: نقیض وجود که عدمه ، در هرجا که بکار بره یه مفهوم بیشتر

.

نداره. اگر چیزی نقیضش یه مفهوم بیشتر نداشت ، خودش هم یه مفهوم

.

بیشتر نداره(یعنی در هرجا که بکار بره همون یه مفهوم رو ازش میفهمیم

.

و در نتیجه مشترک معنویه)  . پس وجود هر جا ودر هر جمله ای که بکار

.

بره یه مفهوم بیشتر نداره ( این جمله یعنی وجود مشترک معنویه) . باز

.

هم توضیح. دوتا مفهوم وقتی با هم در تناقض هستند که اگر یکیش موجود

.

باشه اون یکی دیگه موجود نباشه . مثلا سیاهی و لاسیاهی. نقیض سیاه

.

بودن میشه سیاه نبودن. نمیشه که یه چیزی هم رنگین  باشه هم رنگین 

.

نباشه . برای همین میگن که اجتماع نقیضین محاله. واین قاعده(اجتماع

.

نقیضین محال است) یه قاعده ضروریه و بدیهی که نیاز به اثبات نداره .

.

ارتفاع نقیضین هم محاله . یعنی نمیشه که یه چیزی نه بیرنگ باشه نه

.

بارنگ. ارتفاع نقیضین یعنی اینکه دو تا چیز نقیض هیچکدومش تحقق

.

نداشته باشه. اصلا در تحلی معنای نقیضین به این نتیجه میرسیم که از

.

دوتا مفهوم نقیض ، یکیش باید تحقق داشته باشه و یکیش نباید تحقق

.

داشته باشه . نه میشه که هردوتاش باهم تحقق داشته باشه(اجتماع

.

نقیضین) نه میشه که هیچکدومش تحقق نداشته باشه( ارتفاع نقیضین) .

.

این مطلب خیلی واضحه و احتیاج به توضیح نداره و بدیهیه. مثلا جناب الف

.

،نمیشه که هم الف باشه هم لا الف(هر حرفی غیر از الف) و نمیشه که

.

نه الف باشه نه لا الف . چون اولی اجتماع نقیضینه و دومی ارتفاع نقیضین

.

و هر دوتاش محاله. مثلا شما اگر شب و روز رو به عنوان نقیض هم فرض

.

کنید ، هم اجتماع شب و روز محاله(هم شب باشه هم روز) و هم ارتفاع

.

شب و روز محاله (نه شب باشه نه روز)  . خب حالا که معنای نقیض رو

.

فهمیدین ، میدونید که نقیض وجود ، عدمه . عدم یه مفهوم بیشتر نداره.

.

چون عدم که هزار تا چیز نیست. عدم یه مفهومه. کسی نمیتونه بگه

.

معنای نیستی در اینجا با معنای نیستی در امریکا با معنای نیستی در

.

استرالیا با هم فرق میکنن. حالا اینو میخوام بگم که کلماتی که مشترک

.

لفظی هستند ، چند تا نقیض دارن. مثلا کلمه شیر یه نقیضش شیر بیشه

.

نبودنه . یه نقیضش شیر پاکتی نبودنه و یه نقیضش هم شیر ابی نبودنه.

.

پس یه کلمه سه تا نقیض پیدا کرد. از اینجا معلوم میشه که این کلمه

.

مشترک لفظیه. اما وجود یه نقیض بیشتر نداره و اون هم عدمه. نقیض

.

وجود  ،لا وجوده که یعنی عدم. حالا که وجود یه نقیض بیشتر نداره معلوم

.

میشه که وجود مشترک معنویه. (یه کم خوئتون فکر کنید و مساله رو حل

.

کنید. جدا از این اسون تر نمیشه بیانش کرد.)

.

دلیل سوم: خیلی وقتا میشه که ما یه چیزی رو توی وجودش شک

.

نداریم ولی توی ماهیتش چند بار تغییر عقیده میدیم. اما در هر باری که

.

تغییر عقیده میدیم باز هم یه معنای واحد رو درک میکنیم که توی اون نه

.

شکی داریم نه تغییری توی مفهومش برامون پیدا میشه . این خودش دلیل

.

واضح و روشنیه برای اشتراک معنوی وجود. سخت شد؟؟؟؟؟ یه مثال اگر

.

براتون بزنم و شما هم توی این مثال خوب دقت کنید ، مساله براتون حل

.

حل میشه. شما گاهی اوقات میشه که از دور یه چیزی رو میبینید ولی

.

نمیدونید چیه و چون از شما خیلی دوره نمیتونید ماهیتش رو تشخیص

.

بدید. اما به محض دیدنش اعتقاد پیدا میکنید که یه چیزی اون دور دور ها

.

وجود داره . بعدش میرید که ببینید چیه. یه کم که میرید مثلا  به نظرتون

.

میرسه که یه درخته که اونجا وجود داره . باز هم جلو میرید میبینید که نه

.

مثل اینکه درخت نبوده یه چیز متحرک مثل یه حیوونه . پس اعتقاد پیدا

.

میکنید که یه حیوون وجود داره . بعدش میاید جلوتر و میبینید که بله اون

.

حیوونی که دیدید یه مثلا الاغ خوشگل و مامانی بوده . توی تمام اینها شما

.

به یک چیز اعتقاد دارید و اونم اینه که یه چیزی وجود داره. اول میگید یه

.

چیزی وجود داره ولی نمیدونم چیه. اینجا از وجود یه مفهوم درک میکنید.

.

بعدش میگید که درخته که اونجا وجود داره . عقیده شما به چیستی اون

.

چیز تغییر کرد ولی به وجودش نه. اگر وجود در این دوجا به دوتا معنا به کار

.

میرفت باید با عوض شدن اعتقاد شما به ماهیت و چیستی اون چیز ،

.

اعتقادتون به وجود هم عوض میشد . درحالیکه اینطور نیست . بعدش باز

.

هم اعتقاد شما نسبت به ماهیت اون چیز عوض میشه و میگید که درخت

.

نیست بلکه یه حیوونه که اونجا وجود داره. باز هم اعقاد شما به همون

.

وجود اولی پا برجاست. بالاخره وقتی اقا الاغه رو میبینید که داره خوش و

.

خرم برای خودش میچره باز هم همون اعتقادتون نسبت به وجود یه چیزی

.

، پا برجاست . حالا اگر وجود مشترک معنوی نبود و مشترک لفظی بود ،

.

باید که توی هرجا یه معنای جدا گونه بده ولی میبینیم که اینطور نیست.

.

پس وجود مشترک معنوی بین همه اشیاء است . یعنی وقتی میگیم

.

انسان موجوده همون معنایی رو از وجود میفهمیم که میگیم ملک موجوده

.

یا گیاه موجوده یا خورشید موجوده. توی همه اینها ما از وجود یه معنا

.

بیشتر نمیفهمیم .

.

خب خسته شدین . اینم بگم و برم . اقا جون ما اصلا خودمون رو بیخود

.

خسته کردیم که بخوایم اشتراک معنوی وجود رو اثبات کنیم . هر ادم

.

عاقلی و البته غیر عاقلی میفهمه که وجود یه معنا بیشتر نداره و مشترک

.

معنویه. دوستان اگر تا اینجای بحث اشکالی دارند بفرمایند تا جواب بدیم.

.

این مباحث تا اینجا باید یقینی شده باشه. توی فلسفه نباید یه مطلب رو

.

نسبت بهش شک داشت و قبول کرد . چون اگر شک داشته باشین و

.

براتون یقین حاصل نشه بعدها که همین مطالب رو میخوایم مقدمات

.

برهانهای دیگه بکنیم ، چون مقدمات برهانها براتون مشکوکه ، سایر

.

مطالب هم نمیتونه براتون یقینی باشه. لذا هرجاش که ذره ای شک دارید

.

برام بفرستید تا باهم بحث کنیم تا مشکل حل بشه .

.

بحث فلسفی بعدی ما بحث وحدت وجوده که تا اینجا هرچی که گفتیم

.

همش رو لازم داریم. لطف کنید خوب بفهمیدش.  این مباحث فلسفی رو

.

که مینویسم نباید مثل روز نامه خوند و رد شد باید جمله جمله خونده بشه

.

و بهش فکر بشه تا برای ذهن شریفتون مساله ساز نشه.

.

بماند برای بعد.





طبقه بندی: ..::فلسفه ۱::..، 

..::اشتراک گذاری مطلب.:..

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

-:¦:- Weblog Themes By توحید و عرفان -:¦:-


Best Resolution => 1600 * 900


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به سایت توحید و عرفان است | طراحی => توحید وعرفان