*~*~*بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم / همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم / شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم / شدم آن عاشق دیوانه که بودم / یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم / پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم / ساعتی بر لب آن جوی نشستیم / تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت / من همه محو تماشای نگاهت / یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن / لحظه ای چند بر این آب نظر کن / تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن / با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم / سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم / یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم / پای در دامن اندوه کشیدم / نگسستم نرمیدم / رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم / نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم / نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم / بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !!؟؟ *~*~* توحید و عرفان - در نقد برخی شبهات مطرح شده در یک وب ــ ۳

پیامی با خوانندگان وبلاگ

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام نویسندگان :با سلام:به سایت ما اگر می ایید نرم و پیوسته بییایید!!!ه.قبلش بگم که اگه میخواید بتونید از مطالب فلسفی و عرفانی این وبلاگ استفاده کنین حتما باید ارشیوش رو از اول مطالعه کنین. بعدش بگم که ما اینجا میخوایم یه کم در باره خدا و انسان و کمال و...باهم حرف بزنیم میخوایم به حقیقت برسیم و اسرار جهان رو اونطوری که بزرگان فهمیدن ماهم بفهمیم.یعنی اگر بتونیم یه پل به عرش بزنیم تا از فرش یه کمی بریم بالاتر.هر جور سوالی توی زمینه های مطرح شده هم داشته باشید اگر سوادمون رسید جواب میدیم اگر نرسید معذرت میخوایم. هر کسی هم که بخواد باما وارد بحث بشه و حرفامون رو رد کنه با کمال میل پذیرا هستیم .یعنی اماده باشیم برای اینکه حرف درست رو بفهمیم نه اینکه حرف خودمون رو اثبات کنیم .ملاکمون هم قران و حدیث و عقله .خلاصه دوستان دنبال دوستای خوبی مثل شما میگردیم .از حضور شما جدا متشکریم

:: نظرسنجی ::
کدامیک از مطالب این وبلاگ برای شما سود مند تر است؟






:: آدرس های دیگر ::

***کلام نور***



:: لوگوی خودمون و دوستان ::
لینك به ما


لوگوی دوستان

*رسم انتظار* *فروشگاه رهپویان*

*روضه سرا*

*Salehin.com*

:: آمار وبلاگ ::

بگو ماشاالله

امروز : پنجشنبه 19 دی 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 3 دی 1386
در نقد برخی شبهات مطرح شده در یک وب ــ ۳

با سلام خدمت دوستان عزیز و بزرگوار: در پست قبلی به بعضی مطالبی

که در وبلاگ رازهای نا گفته مطرح شده بود نگاهی اجمالی کردیم و دیدیم

 .

که از ته این حرفها هیچی بالا نمیاد.

 .

در مقاله دوم ایشان که مربوط به گفتاری از راسل و پاسخی از علامه

 .

جعفری است ، ایشان یک شبهه ای را که توسط راسل مطرح شده به

 .

بیانی ساده میاورند و بعد پاسخی را از علامه جعفری نقل میکنند. بنده

 .

نمیدانم چگونه مدیر این وبلاگ به برخی نکات دقت نمیکند. اشکالی که

 .

راسل مطرح میکند ، یک اشکال سطحی بچه گانه است که به زبانی ساده

 .

مطرح شده است . اما پاسخی که علامه جعفری ارائه میدهد ، کمی

 .

پیچیده تر از سوال است. در اینجا خواننده مطلب وقتی که با سوال برخورد

 .

میکند ، به خاطر اینکه این سوال ، خیلی ساده طراحی شده است ،

 .

براحتی معنای سوال و اشکال انرا میفهمد. اما وقتی به جواب مراجعه

 .

میکند ، چون جوابش کمی پیچیده تر است ، یا خواننده جواب را نمیفهمد  یا

 .

بد میفهمد و ناقص . در هر صورت خواننده سوال در ذهنش میماند و جواب

 .

را یا نمیداند یا ناقص و دست و پا شکسته و ... میابد. اینگونه مطلب نوشتن

 .

و مطرح کردن در محیط  عمومی مانند وبلاگ که غالبا افرادی که با مسائل

 .

فلسفی اشنایی ندارند و طریقه تفکر روشمند را نمیدانند چندان صحیح به

 .

نظر نمیرسد. حالا باید عده ای پیدا شوند و خرابی هایی که را که به بار

 .

امده سر و سامان دهند. انهم تماما بحثهایی که اصلا جای وقت گذاشتن

 .

ندارد . الان شما اگر نگاهی به سیر مطالب وبلاگ ما بیندازید و ان بحثهای

 .

رفیع و شیرینی که مطرح شده بیاندازید و با این سه پست اخیر مقایسه

.

کنید میبینید که بنده مجبور شده ام به چه حرفهایی پاسخ بدهم. حرفهایی

 .

که .... .

 .

متن حرف راسل اینگونه است که(اگر برای‌ هر چیزی‌ علتی‌ قائل شویم،

 .

پس‌ وجود خدا هم‌ علتی‌ می‌خواهد. و اگر امکان‌ وجود چیزی‌ بدون‌ علت‌

 .

می‌رود، چرا خداوند را بدون‌ علت‌ قبول‌ کنیم‌ و طبیعت‌ را همان‌ خدا

 .

نپنداریم؟)

 .

در پاسخ به راسل باید گفت که اولا ما برای وجود هرچیزی علتی قائل

 .

نمیشویم. بلکه برای وجود هر معلولی ، علت قائل میشویم. چیزی که

 .

معلول نیست ، مگر علت میخواهد .

 .

در حقیقت راسل میخواهد اینگونه استدلال کند که  (الف) : ما برای هر

 .

موجودی علتی قائل میشویم. (ب) : خداوند یک موجود است . نتیجه ای

 .

که از این دو مقدمه الف و ب بدست میاید اینست که ما برای خداوند علت

 .

قائل میشویم. 

 .

گرچه راسل این مقدمات را به صراحت نیاورده است ولی کلماتش به طور

 .

ناخود اگاه این مراحل را در ذهن ادم طی میکند و ان نتیجه مذکور را

 .

میگیرد. پاسخ این حرف بسیار ساده است. ما برای هرچیزی علت قائل

 .

نمیشویم. بلکه برای هر معلولی علت قائل میشویم. واضح است که چیزی

 .

که معلول نیست دیگر علت نمیخواهد . چیزی که معلول نیست ، یعنی

 .

چیزی که علت ندارد . در برهان راسل ، مقدمه اولش ایراد دارد . لذا نتیجه

 .

ای که از مطالبش حاصل میشود ، یک نتیجه غلط است . ان مقدمه الف

 .

راسل (ما برای هر چیزی علتی قائل میشویم) باطل است و صحیح ان

 .

است که بگوییم ما برای هر معلولی ، علتی قائل میشویم. بر این اساس ،

 .

اگر بخواهیم برهانی صحیح درست کنیم و نتیجه ای صحیح بگیریم ، باید

 .

گفت که ا(لف) : ما برای هر معلولی ، علتی قائل هستیم . (ب) : خداوند

 .

معلول نیست . نتیجه را خودتان بدست اورید . بدون اینکه من بگویم واضح

 .

است که نتیجه این میشود که خداوند علت نمیخواهد.

 .

جناب راسل که این برهان مخدوش را کاملا مغرضانه طرح کرده است که

 .

اذهان ضعیف را تحت تاثیر قرار دهد ، بر این ایراد کلام خودش کاملا اگاه

 .

است . کاملا میداند که کجای برهانش اشکال دارد. لذا در پشت سر همان

 .

ایرادش بقیه جمله را ذکر میکند که اگر کسی متوجه ایراد برهانش شد ،

 .

سریعا ذهنش را مشغول مطلب دیگر و سوالی دیگر بکند. در کلامش دقت

 .

کنید. ابتدا دوجمله اول را (اگر برای‌ هر چیزی‌ علتی‌ قائل شویم، پس‌ وجود

 .

خدا هم‌ علتی‌ می‌خواهد.) مینگارد  و خود میداند که کسی که مقداری تیز

 .

بین باشد به او میگوید ، بنا بر دلایلی که گفتیم ، خدا علت نمیخواهد . 

 .

اوسریعا مطلب بعدی خود را طراحی میکند که(و اگر امکان‌ وجود چیزی‌

 .

بدون‌ علت‌ می‌رود، چرا خداوند را بدون‌ علت‌ قبول‌ کنیم‌ و طبیعت‌ را همان‌

 .

خدا نپنداریم؟) . پاسخ این مطلب هم کاملا واضح است که البته احتیاج به

 .

درک مقدماتی دارد. بنده انشا الله در طی مطالب اینده این مطلب را به

 .

گستردگی باز خواهم کرد که چرا ما میگوییم خداوند علت نمیخواهد و سایر

 .

موجودات ، علت میخواهند. مباحث دقیقی در فلسفه هست بنام ملاک

 .

احتیاج به علت . در انجا بحث میشود که ما بر چه اساسی میتوانیم به یک

 .

چیز بگوییم که این چیز علت میخواهد و برچه اساسی میگوییم که فلان

 .

چیز علت نمیخواهد .  اما چون بحثش طولانی است ، اجمالا عرض کنم که

 .

ملاک احتیاج به علت ، امکان است . یعنی ممکن الوجود بودن است . ما

 .

وقتی عالم را بررسی میکنیم ، میبینیم که عالم ممکن الوجود است . لذا

 .

هر ممکن الوجودی برای موجود شدنش ، علت میخواهد . پس نمیتوانیم

 .

بگوییم که عالم بدون علت است . اما خداوند واجب الوجود است . واجب

 .

الوجود بودن نیز ملاک بی نیازی از علت است . پس خدا علت نمیخواهد.

 .

تمام این حرفهایی را که اینجا زدیم ، باید در مباحث اینده به طور جداگانه

 .

مورد بحث قرار گیرد . این که چرا ممکنالوجود علت میخواهد؟ چرا واجب

 .

الوجود علت نمیخواهد ؟ چرا عالم ممکنالوجود است ، وچرا خدا واجب

 .

الوجود است را باید در مباحث جداگانه مطرح کنیم و بحث کنیم. به این

 .

سادگیها نیست که اقای x بیاید و یک حرفی را نفهمیده و نسنجیده بلغور

 .

کند و ... . پس راسل کاملا اگاهانه بخش دوم مطالبش را مطرح میکند که

 .

البته خود او نیز دلایل اینکه چرا خدا علت نمیخواهد و چرا عالم علت

 .

میخواهد را میداند. اما معلوم است که اغراضی پشت این حرفهایش نهفته

 .

است. انگاه بعد از اینکه بیان کرد این دو مطلب و این دو شبهه اش را ،

 .

سعی میکند از جهت روانی ، اعتقاد به خدا را خرافی و غیر عقلانی و

 .

سنتی و احمقانه جلوه دهد . تا فرد بدون اینکه حتی خودش بفهمد که

 .

تحت تاثیر یک شرایط روانی مخصوص قرار گرفته است ، اصلا اعتقاد به

 .

وجود خدا را احمقانه بپندارد. لذا میگوید (ثابت‌ کردن‌ وجود خدا کار مهملی‌

 .

است‌ و نظیر تفکر هندی‌هاست‌ که‌ می‌گفتند دنیا بر روی‌ یک‌ فیل‌ قرار دارد

 .

و آن‌ فیل‌ هم‌ سوار بر یک‌ لاک‌پشت‌ است. اما همین‌ که‌ از ماجرای‌ آن‌

 .

لاک‌پشت‌ جویا می‌شدید، از شما می‌خواستند که‌ موضوع‌ صحبت‌ را عوض‌

 .

کنید. به‌ هر صورت‌ اثبات‌ وجود خدا از این‌ راه‌ با معناتر از مثال‌ فوق‌ نیست )

 .

حالا افراد در مواجهه با همین چند خط راسل ممکن است که به چه

 .

بیراهه هایی بروند . وقتی این مطلب را اینگونه فهمید ، فکر میکند که در

 .

قله تفکر قرار گرفته است . انگاه اثبات خدارا ناممکن میداند و اعتقاد به او

 .

را خرافی میداند و خود را یک روشن فکر تمام عیار فرض میکند و هر جا

 .

هم که مینشیند ، همین مطلب را تکرار میکند . بقیه نیز چنین سرنوشتی

 .

برایشان حاصل میشود .

 .

بنده قصد مطرح کردن پاسخهای علامه جعفری را ندارم. شما با این

 .

مطالبی که عرض کردم  ، میتوانید محتوای کلمات علامه جعفری را بهتر

 .

درک کنید و مکری را که در پس کلمات راسل نهفته است ، درک کنید.

 .

بنده یک دیگر ایشان را نقد میکنم تا روشن شود که از سر و ته مطالب

 .

این وبلاگ ، یه حرف درست هم بیرون نمیاد. بعدش به حول و قوه الهی ،

 .

سعی میکنم که مقدمات لازم برای اثبات وجود خداوند رو بیان کنم و انگاه

 .

به تقریر برهان بپردازیم.

 .

بماند برای بعد.

نوشته شده توسط مهم نیست ساعت 01:12 ق.ظ موضوع مطلب :‌ ..::مباحثات ۱::.. ,

ویرایش شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 و ساعت 05:04 ق.ظ

لینك ثابت | .-*-.گُل گفته ها.-*-. ()

تا اب شدم سراب دیدم خود را..........دریا گشتم ،حباب دیدم خود را............اگاه شدم غفلت خود را دیدم...........بیدار شدم به خواب دیدم خودم را