با سلام خدمت دوستان عزیز و بزرگوار: در پست قبلی به بعضی مطالبی
.
که در وبلاگ رازهای نا گفته مطرح شده بود نگاهی اجمالی کردیم و دیدیم
.
که از ته این حرفها هیچی بالا نمیاد.
.
در مقاله دوم ایشان که مربوط به گفتاری از راسل و پاسخی از علامه
.
جعفری است ، ایشان یک شبهه ای را که توسط راسل مطرح شده به
.
بیانی ساده میاورند و بعد پاسخی را از علامه جعفری نقل میکنند. بنده
.
نمیدانم چگونه مدیر این وبلاگ به برخی نکات دقت نمیکند. اشکالی که
.
راسل مطرح میکند ، یک اشکال سطحی بچه گانه است که به زبانی ساده
.
مطرح شده است . اما پاسخی که علامه جعفری ارائه میدهد ، کمی
.
پیچیده تر از سوال است. در اینجا خواننده مطلب وقتی که با سوال برخورد
.
میکند ، به خاطر اینکه این سوال ، خیلی ساده طراحی شده است ،
.
براحتی معنای سوال و اشکال انرا میفهمد. اما وقتی به جواب مراجعه
.
میکند ، چون جوابش کمی پیچیده تر است ، یا خواننده جواب را نمیفهمد یا
.
بد میفهمد و ناقص . در هر صورت خواننده سوال در ذهنش میماند و جواب
.
را یا نمیداند یا ناقص و دست و پا شکسته و ... میابد. اینگونه مطلب نوشتن
.
و مطرح کردن در محیط عمومی مانند وبلاگ که غالبا افرادی که با مسائل
.
فلسفی اشنایی ندارند و طریقه تفکر روشمند را نمیدانند چندان صحیح به
.
نظر نمیرسد. حالا باید عده ای پیدا شوند و خرابی هایی که را که به بار
.
امده سر و سامان دهند. انهم تماما بحثهایی که اصلا جای وقت گذاشتن
.
ندارد . الان شما اگر نگاهی به سیر مطالب وبلاگ ما بیندازید و ان بحثهای
.
رفیع و شیرینی که مطرح شده بیاندازید و با این سه پست اخیر مقایسه
.
کنید میبینید که بنده مجبور شده ام به چه حرفهایی پاسخ بدهم. حرفهایی
.
که .... .
.
متن حرف راسل اینگونه است که(اگر برای هر چیزی علتی قائل شویم،
.
پس وجود خدا هم علتی میخواهد. و اگر امکان وجود چیزی بدون علت
.
میرود، چرا خداوند را بدون علت قبول کنیم و طبیعت را همان خدا
.
نپنداریم؟)
.
در پاسخ به راسل باید گفت که اولا ما برای وجود هرچیزی علتی قائل
.
نمیشویم. بلکه برای وجود هر معلولی ، علت قائل میشویم. چیزی که
.
معلول نیست ، مگر علت میخواهد .
.
در حقیقت راسل میخواهد اینگونه استدلال کند که (الف) : ما برای هر
.
موجودی علتی قائل میشویم. (ب) : خداوند یک موجود است . نتیجه ای
.
که از این دو مقدمه الف و ب بدست میاید اینست که ما برای خداوند علت
.
قائل میشویم.
.
گرچه راسل این مقدمات را به صراحت نیاورده است ولی کلماتش به طور
.
ناخود اگاه این مراحل را در ذهن ادم طی میکند و ان نتیجه مذکور را
.
میگیرد. پاسخ این حرف بسیار ساده است. ما برای هرچیزی علت قائل
.
نمیشویم. بلکه برای هر معلولی علت قائل میشویم. واضح است که چیزی
.
که معلول نیست دیگر علت نمیخواهد . چیزی که معلول نیست ، یعنی
.
چیزی که علت ندارد . در برهان راسل ، مقدمه اولش ایراد دارد . لذا نتیجه
.
ای که از مطالبش حاصل میشود ، یک نتیجه غلط است . ان مقدمه الف
.
راسل (ما برای هر چیزی علتی قائل میشویم) باطل است و صحیح ان
.
است که بگوییم ما برای هر معلولی ، علتی قائل میشویم. بر این اساس ،
.
اگر بخواهیم برهانی صحیح درست کنیم و نتیجه ای صحیح بگیریم ، باید
.
گفت که ا(لف) : ما برای هر معلولی ، علتی قائل هستیم . (ب) : خداوند
.
معلول نیست . نتیجه را خودتان بدست اورید . بدون اینکه من بگویم واضح
.
است که نتیجه این میشود که خداوند علت نمیخواهد.
.
جناب راسل که این برهان مخدوش را کاملا مغرضانه طرح کرده است که
.
اذهان ضعیف را تحت تاثیر قرار دهد ، بر این ایراد کلام خودش کاملا اگاه
.
است . کاملا میداند که کجای برهانش اشکال دارد. لذا در پشت سر همان
.
ایرادش بقیه جمله را ذکر میکند که اگر کسی متوجه ایراد برهانش شد ،
.
سریعا ذهنش را مشغول مطلب دیگر و سوالی دیگر بکند. در کلامش دقت
.
کنید. ابتدا دوجمله اول را (اگر برای هر چیزی علتی قائل شویم، پس وجود
.
خدا هم علتی میخواهد.) مینگارد و خود میداند که کسی که مقداری تیز
.
بین باشد به او میگوید ، بنا بر دلایلی که گفتیم ، خدا علت نمیخواهد .
.
اوسریعا مطلب بعدی خود را طراحی میکند که(و اگر امکان وجود چیزی
.
بدون علت میرود، چرا خداوند را بدون علت قبول کنیم و طبیعت را همان
.
خدا نپنداریم؟) . پاسخ این مطلب هم کاملا واضح است که البته احتیاج به
.
درک مقدماتی دارد. بنده انشا الله در طی مطالب اینده این مطلب را به
.
گستردگی باز خواهم کرد که چرا ما میگوییم خداوند علت نمیخواهد و سایر
.
موجودات ، علت میخواهند. مباحث دقیقی در فلسفه هست بنام ملاک
.
احتیاج به علت . در انجا بحث میشود که ما بر چه اساسی میتوانیم به یک
.
چیز بگوییم که این چیز علت میخواهد و برچه اساسی میگوییم که فلان
.
چیز علت نمیخواهد . اما چون بحثش طولانی است ، اجمالا عرض کنم که
.
ملاک احتیاج به علت ، امکان است . یعنی ممکن الوجود بودن است . ما
.
وقتی عالم را بررسی میکنیم ، میبینیم که عالم ممکن الوجود است . لذا
.
هر ممکن الوجودی برای موجود شدنش ، علت میخواهد . پس نمیتوانیم
.
بگوییم که عالم بدون علت است . اما خداوند واجب الوجود است . واجب
.
الوجود بودن نیز ملاک بی نیازی از علت است . پس خدا علت نمیخواهد.
.
تمام این حرفهایی را که اینجا زدیم ، باید در مباحث اینده به طور جداگانه
.
مورد بحث قرار گیرد . این که چرا ممکنالوجود علت میخواهد؟ چرا واجب
.
الوجود علت نمیخواهد ؟ چرا عالم ممکنالوجود است ، وچرا خدا واجب
.
الوجود است را باید در مباحث جداگانه مطرح کنیم و بحث کنیم. به این
.
سادگیها نیست که اقای x بیاید و یک حرفی را نفهمیده و نسنجیده بلغور
.
کند و ... . پس راسل کاملا اگاهانه بخش دوم مطالبش را مطرح میکند که
.
البته خود او نیز دلایل اینکه چرا خدا علت نمیخواهد و چرا عالم علت
.
میخواهد را میداند. اما معلوم است که اغراضی پشت این حرفهایش نهفته
.
است. انگاه بعد از اینکه بیان کرد این دو مطلب و این دو شبهه اش را ،
.
سعی میکند از جهت روانی ، اعتقاد به خدا را خرافی و غیر عقلانی و
.
سنتی و احمقانه جلوه دهد . تا فرد بدون اینکه حتی خودش بفهمد که
.
تحت تاثیر یک شرایط روانی مخصوص قرار گرفته است ، اصلا اعتقاد به
.
وجود خدا را احمقانه بپندارد. لذا میگوید (ثابت کردن وجود خدا کار مهملی
.
است و نظیر تفکر هندیهاست که میگفتند دنیا بر روی یک فیل قرار دارد
.
و آن فیل هم سوار بر یک لاکپشت است. اما همین که از ماجرای آن
.
لاکپشت جویا میشدید، از شما میخواستند که موضوع صحبت را عوض
.
کنید. به هر صورت اثبات وجود خدا از این راه با معناتر از مثال فوق نیست )
.
حالا افراد در مواجهه با همین چند خط راسل ممکن است که به چه
.
بیراهه هایی بروند . وقتی این مطلب را اینگونه فهمید ، فکر میکند که در
.
قله تفکر قرار گرفته است . انگاه اثبات خدارا ناممکن میداند و اعتقاد به او
.
را خرافی میداند و خود را یک روشن فکر تمام عیار فرض میکند و هر جا
.
هم که مینشیند ، همین مطلب را تکرار میکند . بقیه نیز چنین سرنوشتی
.
برایشان حاصل میشود .
.
بنده قصد مطرح کردن پاسخهای علامه جعفری را ندارم. شما با این
.
مطالبی که عرض کردم ، میتوانید محتوای کلمات علامه جعفری را بهتر
.
درک کنید و مکری را که در پس کلمات راسل نهفته است ، درک کنید.
.
بنده یک دیگر ایشان را نقد میکنم تا روشن شود که از سر و ته مطالب
.
این وبلاگ ، یه حرف درست هم بیرون نمیاد. بعدش به حول و قوه الهی ،
.
سعی میکنم که مقدمات لازم برای اثبات وجود خداوند رو بیان کنم و انگاه
.
به تقریر برهان بپردازیم.
.
بماند برای بعد.