با سلام خدمت دوستان و اساتید بزرگوار : در ابتدا باید یه عذر خواهی
.
درست و حسابی از سایر دوستان بجا بیارم . چون بنده مدت زیادی هست
.
که مطلب نمینویسم . علتش هم تنگی وقت و کثرت مشاغله . امیدوارم
.
که توی یکی دوهفته اخیر یه مقدار از کثرت حجم کارهام کم بشه و بتونم
.
بیشتر بنویسم .
.
چیزی که به نظرم میاد باید بیشتر روش بحث کنم ، یه مقدار درسهای
.
توحیدی و خداشناسی از دیدگاه عقلانی است . البته ما اصراری نداریم که
.
حرفامون درسته و حاضر به شنیدن حرفهای دیگران هم هستیم و در حد
.
وقت ضیق خودمون حاضر به مباحثه با دوستان هم هستیم .
.
خب امروز بهتره یه کم از چیستی خدا حرف بزنیم . خدا چیست ؟ این
.
سوالی هست که ممکنه توی ذهن خیلی از دوستان باشه و سوالات
.
دیگری که بدنبال این مطلب هست مثل اینکه چرا خدا دیده نمیشه؟ چرا
.
خدا ادراک نمیشه؟ و... که انشاالله کم کم به همه سوالات جواب داده
.
میشه البته اگر مقبول طبع اساتید بزرگوار بیفته .
.
اما در مورد چیستی خدا در ابتدای امر باید عرض کنم که : سابقا بیان
.
کردیم که کلمه {چیستی } یعنی ماهیت . البته امیدوارم که دوستان
.
بحثهای قبلی رو در دروس فلسفه مطالعه فرموده باشند و معنای ماهیت
.
براشون کاملا روشن شده باشه . پس این پرسش که خدا چیست ، در
.
حقیقت یعنی اینکه ماهیت خدا چگونه است . جواب خیلی ساده ای داره .
.
جوابش اینه که خدا ماهیت و چیستی نداره . چون سابقا بیان کردیم که
.
ماهیت یعنی حد وجود . یعنی دامنه وجود . یعنی کرانه وجود . ذهن ما
.
ماهیت رو از حد و کرانه و دامنه وجود برداشت میکنه . بحث در این مطلب
.
رو در اصالت وجود گذروندیم . اما واجب الوجود نمیتونه که حد و نهایت و
.
دامنه و کرانه داشته باشه .
.
در مباحث فلسفی اثبات شده که هر ماهیتی ، ممکن الوجوده . چون
.
ماهیت نه ضرورت وجود داره نه ضرورت عدم (که این مطلب هم بحثش
.
گذشته) .اصلا تعریف ممکن الوجود یعنی چیزی که هم میتونه موجود
.
باشه و هم میتونه موجود نباشه . به عبارت بهتر ، ممکن الوجود یعنی
.
چیزی که نه وجود داشتن براش ضرورت داره نه عدم داشتن براش
.
ضرورت داره . مثلا ماهیت انسان رو در نظر بگیرید ، هم میتونه موجود
.
باشه و هم میتونه موجود نباشه . اصلا عقل نه موجود بودن انسان رو
.
ضروری میدونه نه معدوم بودن انسان رو . برای همین حکم میکنه که
.
شاید یک زمانی زمین خالی از انسان بوده . و از سوی دیگه حکم میکنه که
.
شاید یه روز نسل انسان منقرض بشه و زمین بدون انسان باقی بمونه . در
.
مورد خود زمین هم همینطوره . هر موجودی رو که در نظر بگیرید (غبر از
.
حضرت واجب الوجود) ، ماهیت داره . ماهیت هم چون نسبتش به وجود
.
داشتن و وجود نداشتن برابره ، اگر موجود بشه حتما علت میخواد . کما
.
اینکه موجود نشدنش یا معدوم شدنش هم علت میخواد .
.
اما بعضی از چیزا هستند که عدم براشون ضرورت داره و نمیتونن موجود
.
بشن . مثلا اجتماع نقیضین . مثل قرار گرفتن چوب با حجم مثلا 20سانتی
.
متر مکعب ، توی یه ظرف چوبی که که گنجایشش 10 سانتی متر مکعبه .
.
این حرف لازمه اش اجتماع نقیضینه و محاله.پس قرار گرفتن چوب20
.
سانتی متر مکعبی درون چوبی که گنجایشش 10 سانتی متر مکعبه ،
.
محاله و ضرورت عدم داره . حالا این اجتماع نقیضین رو بهش میگن ممتنع
.
الوجود . یعنی اصلا محاله که چنین چیزی وجود پیداکنه و عدم براش
.
ضرورت داره . چیزی که عدم براش ضرورت داره ممتنع الوجوده . اما واجب
.
الوجود به چیزی میگن که وجود براش ضرورت داره . اصلا نمیشه وجود
.
نداشته باشه . که اثباتش انشاالله در درسهای بعدی خواهد امد .پس
.
واجب الوجود به چیزی میگن که وجود براش ضرورت داره و نمیتونه که
.
موجود نباشه . حالا به فرض اینکه واجب الوجود موجود باشه ( کلمه (به
.
فرض اینکه) رو گفتم چون هنوز واجب الوجود رو اثبات نکردیم) این حضرت
.
واجب الوجود نمیتونه ماهیت داشته باشه . چون ماهیت لازمه ممکن
.
الوجود بودنه . واجب الوجود یعنی چیزی که وجود براش ضرورت داره . اما
.
ممکن الوجود یعنی چیزی که نه وجود براش ضرورت داره نه عدم .
.
اشیائی که ماهیت دارند همگی ممکن الوجودند . چون ماهیت نه ضرورت
.
وجود داره نه ضرورت عدم .
.
حالا با این حرفهایی که زدیم روشن شد که بعضیا که میفرمایند خدا از کجا
.
بوجود اومده ، اینها اصلا معنای واجب الوجود رو نفهمیدند. ذهن افراد چون
.
با ممکنات خو گرفته ، فکر میکنه چون خودش نبوده و بعدا موجود شده ،
.
حتما واجب الوجود هم همینطوره . حالا یکی باید بیاد به ایشون بفهمونه
.
که اقای عزیز واجب الوجود یعنی چیزی که نمیتونه نباشه . چیزی که
.
وجود براش ضرورت داره . همینطور که ممتنع الوجود هیچوقت نمیتونه
.
موجود بشه ، واجب الوجود هم هیچوقت نمیتونه موجود نباشه . بر اساس
.
مطالبی که بیان کردیم روشن شد که اصلا بعضیا که میفرمایند ذهن ما
.
میتونه برای واجب الوجود هم خالقی در نظر بگیره ، معلوم میشه اینها
.
اصلا معنای واجب الوجود بودن رو نفهمیده اند. چون چیزی که خالق داره
.
حتما باید یه زمانی بوده باشه که این چیز نبوده است و بعدا به وسیله
.
خالق ، موجود شده باشه . اما کسی که واجب الوجود رو معناش رو درک
.
کرد ، میفهمه که برای واجب الوجود نمیشه یه زمانی در نظر گرفت که
.
معدوم بوده . همونطوریکه برای ممتنع الوجود نمیشه یه زمانی در نظر
.
گرفت که موجود بشه .
.
خب حالا که واجب الوجود ماهیت نداره ، پس نمیشه اون رو در ذهن درک
.
کرد. چون ذهن ما فقط میتونه ماهیات و مفاهیم رو درک کنه . نمیشه اونرو
.
حس کرد چون حواس ما فقط میتونند ماهیات رو ادراک کنند. مثلا چشم
.
فقط میتونه ماهیت انسان رو ببینه یا حس لامسه فقط میتونه ماهیت زبری
.
و نرمی و سردی و گرمی رو تشخیص بده . گوش ما فقط میتونه ماهیت
.
صداها رو تشخیص بده و ... . اما واجب الوجود که ماهیت نداره تا ذهن
.
بتونه اونرو تصور کنه یا حس بتونه اونو درک کنه .
.
از اینجا روشن میشه که اگر کسی بپرسه چرا خدا رو نمیشه دید ؟ چرا
.
نمیشه اونرو درک کرد ، چرا نمیشه ... بخاطر اینه که اصلا معنای واجب
.
الوجود رو نمیدونه و فکر میکنه واجب الوجود هم مثل ممکن الوجودات
.
است .
.
اما در مورد خدا تنها حرفی که میشه زد اینه که خدا وجود محضه. وجودی
.
است که ماهیت نداره . چون اگر ماهیت داشته باشه دیگه ممکن الوجوده
.
نه واجب الوجود.
.
از این بحث امروز مطالب دیگه ای هم درمیاد . مثلا اینکه چون خدا ماهیت
.
نداره ، پس نامحدوده . چون ماهیت همون حد وجوده . یه چیزی که ماهیت
.
نداره یعنی اینکه حد نداره و نامحدوده .
.
خب فعلا همین مقدار رو داشته باشید تا بعد انشاالله . البته مطالب سعی
.
شده که به زبان ساده بیان بشه . دوستان نباید از چهار تا اصطلاح مثل
.
واجب و ممکن بترسند . اگر یه کم در مطالب دقت کنند ، به راحتی همه
.
مطالب رو میفهمند انشا الله . البته دونستن معنای ماهیت و وجود رو هم
.
که در درسهای فلسفه قبل ، مطرح شده و توی ارشیو فلسفه موجوده رو
.
باید یه نگاهی بفرمایند . از همگی التماس دعا داریم . با هم همدل باشیم .
.
به یاد هم باشیم . به همدیگه عشق و علاقه و محبت داشته باشیم . برای
.
همدیگه احترام قائل باشیم . هرکی که باشیم ، از یه بی سواد امی مثل
.
بنده تا اساتید گرانقدری مثل شما همه و همه برا دریم. پس به یاد هم
.
باشیم و همدیگه رو دعا کنیم . همدلی بزرگترین اصله . همدل باشیم .
.
بماند برای بعد.