تبلیغات
توحید و عرفان - دروس توحید ۳-- معنای واجب و ممکن و ممتنع و برهانی بر وجود واجب تعالی

توحید و عرفان
 
وبگو | پلیر ساده و زیبای پخش آهنگ

متن جانشین


✿بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ✿ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ✿ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ✿ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ✿ در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید✿ باغ صد خاطره خندید✿ عطر صد خاطره پیچید ✿ یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم ✿پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ✿ ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ✿ تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ✿ من همه محو تماشای نگاهت ✿ آسمان صاف و شب آرام ✿ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن ✿ لحظه ای چند بر این آب نظر كن ✿ آب ، آیینه عشق گذران است ✿ تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است ✿ باش فردا كه دلت با دگران است ✿ تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن ✿ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ✿ سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ✿ روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ✿ چون كبوتر لب بام تو نشستم ✿ تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم ✿ باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم ✿ تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ✿ حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم ✿ یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم✿ پای در دامن اندوه كشیدم ✿ نگسستم ، نرمیدم ✿ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ✿ نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ✿ نكنی از آن كوچه گذر هم ✿بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم✿

 

خدمت دوستان و اساتید بزرگوار عرض سلام و ادب و خسته نباشید

.

دارم:قبل از هرچیزی فرا رسیدن سال جدید رو مجددا به همه دوستان و

.

بزرگواران تبریگ میگم و امیدوارم که در این سال جدید قلب جدیدی برای

.

خودمون فراهم کنیم و راهی جدید رو در زندگیمون انتخاب کنیم. راهی که

.

محورش کسب رضای الهی و حاصلش لذتهای وصف نشدنی فرامادی

.

باشه . لذتهایی که اهل خاک ، همونهایی که پوزه هاشون همیشه رو به

.

سمت خاک و زمینه ، از ادراکش عاجزند و فقط چوب انکار رو بدست گرفتند

.

و نه عقل رو قبول دارند و نه برهان و نه حتی خود کتاب و سنت رو و

.

ادعای سردمداری دین و اسلامشون گوش فلک رو کر کرده. خدا از این

.

لذتها نصیبتون کنه. اگر شرایطش پیش بیاد انشاالله در مورد اثبات لذتهای

.

فرامادی و قابل قیاس نبودن اون لذتها با لذتهای مادی در اینده بحثی رو

.

براتون میارم.

.

قبل از هر چیز به خاطر تاخیر در جواب کامنتها و نوشتن مطالب از دوستان

.

معذرت خواهی کنم. بنده خیلی کثیر السفر هستم و در مسافرتهایم از

.

حال وبلاگ بیخبرم .

.

در ابتدا لازمه که برای اثبات وجود خداوند مقدماتی خدمتتون عرض کنم .

.

این مقدمات خیلی اسان و ساده است ولی چون اصطلاحاتی را در بر دارد

.

، اگر به دقت مطالعه نشود و کلمه به کلمه خوانده نشود ، فرد کمی گیج

.

میشود. در هر صورت این مقدمات را باید به دقت خواند و در خواندن

.

مطالبش عجله به خرج نداد.

.

اما قرار شد در جلسه فعلی برهان یا برهانهایی رو برای اثبات وجود خدا

.

بیاریم . بنده فکر نمیکنم در این پست به برهان اوردن برسیم ولیکن

.

مقدمات بسیار مهم و کلیدی را عرض خواهم نمود. قبل از ورود به اصل

.

مباحث لازمه که عرض کنم خوندن مطالب قبلی (دروس فلسفه و توحید)

.

برای این بخش لازم و ضروریه . اگر کسی دروس رو تا اینجا که پیش

.

اومدیم نفهمیده باشه و مرور نکرده باشه این برهانها نمیتونه براش کار

.

ساز باشه.

.

ما در ابتدا نیاز داریم که قبل از هر چیزی وجود یک واجب الوجود رو اثبات

.

کنیم. بنده در ابتدا توضیح کوتاهی در مورد سه اصطلاح واجب و ممکن و

.

ممتنع ، خدمتتون عرض کنم.

.

واجب یا واجب الوجود: به موجودی میگن که وجود داشتن براش ضرورت داره و فرض

.

عدمش یا فرض موجود نبودنش محاله. معنای واجب الوجود یعنی وجودی

.

که نشود نبودنش را تصور کرد. ا

.

ممکن یا ممکن الوجود : به وجودی میگن که فرض وجود داشتنش محال

.

نیست فرض عدم داشتنش هم محال نیست . یعنی در ذهن هم میشود

.

وجود ان چیز را تصور کرد هم عدم ان چیز را . مثلا مفهوم و ماهیت انسان

.

رو که تصور بفرمایید ، میبینید که ذهن هم میتونه نبودن و وجود نداشتن

.

انسان رو تصور کنه . هم میتونه بودن و وجود داشتن انسان رو تصور کنه .

.

ممتنع یا ممتنع الوجود : به چیزی میگن ممتنع الوجود که فرض وجود

.

داشتن یا موجود بودنش محال باشه . مثلا فرض قرار گرفتن یک فیل در یک

.

فنجان انهم به صورتی که فیل کوچک شود و نه فنجان ، محال است . یا

.

مثلا اجتماع نقیضین محال است . یعنی دو چیز نقیض با هم جمع شوند ،

.

این امر ممتنع است و محال .

.

حالا یه جمع بندی کنیم : به چیزی که وجود ، برایش ضرورت دارد میگویند

.

واجب .به چیزی که نه وجود برایش ضرورت دارد نه عدم ، میگویند ممکن .

.

به چیزی که عدم براش ضرورت داره میگویند ممتنع . 

.

حالا باید عرض کنم خدمتتون که هر کدوم از این سه تا مفهوم ، یعنی

.

مفهوم واجب و ممکن و ممتنع ، به سه دسته تقسیم میشوند.

1—واجب بالقیاس : ان چیزی که ذاتا اقضای وجود داشتن ندارد ولی در

.

مقایسه بایک وجود دیگری ، وجود داشتن براش ضرورت داره . برای مثال

.

وقتی ما یک بلندی را تصور میکنیم ، وجود یک پستی نیز برای وجود این

.

بلندی ضرورت داره . یعنی تا پستی نباشه نمیشه بلندی را تصور کرد. مثلا

.

قله کوه اگر بخواهد وجود داشته باشد ، ضرورتا باید که دامنه کوه هم

.

وجود داشته باشد. اگر قله کوه وجود داره حتما باید دامنه کوه هم وجود

.

داشته باشه . بنا براین وجود دامنه در قیاس با قله ، واجب است و ضرورت

.

دارد. مثال دیگه ای که بخوام براتون بزنم ، مثل سقف و کف . تا کف نباشد

.

، سقفی نیست پس وجود کف در قیاس با وجود سقف ، واجب است و

.

ضرورت دارد.

  .

2—واجب بالغیر: به چیزی میگن که ذاتش واجب نیست و وجود برای ذاتش

.

، ضرورت نداره ولی وقتی یک موجود دیگری تحقق و وجود پیدا کنه ، این

.

چیز هم وجود داشتن براش ضرورت پیدا میکنه . برای مثال: اگر تمام

.

علتهای یک چیز متحقق بشوند ، تحقق معلول هم ضرورت پیدا میکنه. مثلا

.

حرکت یک ماشین را در نظر بگیرید. مثلا وقتی شما یک ماشین دارید که

.

کاملا سالمه و همه شرایط برای حرکت ماشین فراهمه و راننده هم پشت

.

فرمان نشسته تا اینجا همه شرایط برای حرکت ماشین فراهمه جز گاز

.

دادن راننده . یعنی علت حرکت ماشین همه چیزش فرا همه جز گاز دادن

.

راننده . اگر راننده هم گاز بده ، حرکت ماشین ضروری است . یعنی حرکت

.

ماشین در زمانی که همه علتهای لازم براش فرا هم باشه ، واجب است .

.

در اینجا اگر همه علتهای حرکت ماشین فراهم باشه  ، و ماشین حرکت

.

نکنه محاله . یعنی حرکت ماشین در اینجا واجب است . اما واجب بالغیر

.

است .

3—واجب بالذات : اون چیزی که ذاتش اقتضای وجود داشتن را دارد میگن

.

واجب بالذات . چنین چیزی فقط خداست ( البته هنوز اثباتش نکردیم) . در

.

واجب بالقیاس ، مثلا قله کوه از نظر ذاتش ، ممکن است . چون ذهن هم

.

میتونه وجود قله رو تصور کنه و هم عدم قله رو . اما در قیاس با دامنه ،

.

وجود قله واجب است . در اینجا قله ذاتش ممکن الوجوده ولی باقیاس با

.

دامنه واجب الوجوده. اینرو میگن واجب الوجود بالقیاس. یا در مثال حرکت

.

ماشین ، حرکت ماشین ذاتا ممکن الوجوده . چون ماشین هم میتونه

.

حرکت کنه هم میتونه حرکت نکنه. اما اگر علت حرکت ماشین ، موجود شد

.

، در اینصورت حرکت ماشین ضرورت داره و واجبه . اما واجب بالغیر. اما

.

واجب باذات ان ذاتی است که در قیاس با غیر نه در زمان وجود غیر ، وجود

.

داشتن براش ضرورت داره .

.

بر همین اساس ممکن الوجود هم به سه دسته تقسیم میشه . ممکن

.

الوجود بالذات و ممکن الوجود بالغیر و ممکن الوجود بالقیاس . اما یک نکته

.

اینجا هست که ممکن الوجود بالغیر وجود نداره و تصورش محاله . حالا

.

کاری به این مباحث نداریم. ممتنع الوجود هم همینجوره و همین سه

.

قسم رو داره .

.

ممتنع بالذات مثل اجتماع نقیضین . ممتنع بالغیر مثل حرکت ماشین ، در

.

زمانی که علت حرکت ماشین موجود نیست . ممتنع بالغیر هم مثل اینکه

.

بگوییم سقفی بدون کف وجود دارد. وجود سقف در قیاس با عدم وجود کف

.

، ممتنع است.

.

تمام موجوداتی که در عالم هستند ، (به جز خداوند)  ذاتا ممکن الوجودند.

.

شما میگویید انسان . انسان ممکن الوجود بالذات است . چون شما گاهی

.

میتوانید وجودش را تصور کنید و گاهی عدمش را . در مورد زمین نیز

.

همینطور . در مورد عالم هم همینطور است . شما همه عالم را میتوانید

.

تصور کنید که یک روزی نبوده و عمری برای ان تخمین میزنید. از سوی

.

دیگر میبینید که این عالم یک روزی از بین میرود و نابود میشود . 

.

نکته بسیار مهم: واجب الوجود بالذات (اگر بتوانیم چنین موجودی را اثبات

.

کنیم) ، ذاتش اقتضای وجود دارد و عدم را نمیپذیرد. چون اگر عدم را بپذیرد

.

اجتماع نقیضین پیش میاید و محال است . چیزی که ذاتش اقتضای وجود

.

دارد ، چگونه عدم را قبول کند؟

.

ممکن الوجود بالذات ، ذاتش نه اقتضای وجود دارد نه اقتضای عدم . لذا

.

هم وجود را میپذیرد و هم عدم را . گاهی موجود است و گاهی معدوم

.

است.

.

ممتنع الوجود بالذات ، ذاتش اقضای عدم دارد و اصلا نمیتواند وجود را

.

بپذیرد.

.

اما نکته بسیار مهمی که در صدد بیان ان هستیم این است که ممکن

.

الوجود هایی که موجود میشوند ، یعنی اقتضای وجود پیدا کرده اند و

.

موجود شده اند. چیزی که ذاتش نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم ،

.

چگونه میشود که یک کفه ترازو بر ان ترجیح پیدا میکند؟؟؟؟؟ یعنی ممکن

.

الوجود بالذاتی که الان موجود است ، دیگر اقتضای وجود پیدا کرده است .

.

این اقتضای وجود را از پیش خود و از ناحیه ذات خود که نیاورده است .

.

بلکه باید از جای دیگر اورده باشد . تمام ممکن الوجودهایی که موجود

.

شده اند ، در حقیقت واجب بالغیر هستند. چون تا چیزی وجوب پیدا نکند

.

موجود نمیشود. لذا این وجوب را که از ناحیه غیر اورده اند و در حقیقت ،

.

ذاتهایی که ممکن الوجود هستند ، چگونه واجب بالغیر شده اند؟؟؟؟؟ ایا

.

وجود خود را از ممکن الوجود دیگری گرفته اند؟؟؟؟؟  پاسخ منفی است .

.

چون ممکن الوجود دیگر خودش نه اقضای وجود دارد و نه اقتضای عدم .

.

چیزی که خودش نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم دارد ، چگونه

.

میتواند که باعث اقتضای وجود یک چیز دیگر بشود؟؟؟؟ پس این محال

.

است که ممکن الوجودی ، وجودش را از ناحیه یک ممکن الوجود دیگر

.

بگیرد . از ممتنع الوجود هم که نمیتواند اقتضای وجود کسب کند. چون

.

چیزی که ممتنع الوجود است ، خودش وجود ندارد و محال است که وجود

.

پیذا کند .

.

در اینجاست که عقل سر تسلیم فرود میاورد که اری حتما باید واجب

.

الوجودی باشد ، تا ممکنات ، وجود خود را از ان دریافت کنند .

.

به نظرم بحث یه کم طولانی شد . اگر تا به اینجای مطلب رو خیلی خوب و

.

به دقت فهمیده باشید ، در میابید که اصلا تصور وجود نداشتن واجب تعالی

.

محال است . و وجود داشتنش واجب و ضروری است .

.

حالا به بیان خلاصه برای جمع بندی مطلب ، برهان را برای شما خلاصه

.

کنم.

.

ممکن الوجوداتی که موجود شده اند ، حتما باید وجودشان را از غیر گرفته

.

باشند و از ناحیه یک موجود دیگری ، وجود خود را کسب کرده باشند( چون

.

ذات انها نه اقتضای وجود دارد نه اقتضای عدم و اگر موجود شده اند به

.

این معنی است که اقتضای وجود پیدا کرده اند. حالا که اقتضای وجود پیدا

.

کرده اند ، به نا چار باید وجودشان را از جای دیگر اورده باشند) . از ناحیه

.

ممکن الوجود دیگری که نمیتوانند اقتضای وجود دریافت کرده باشند. چون

.

ممکن الوجود دیگر نمیتواند به خودش اقتضای وجود بدهد چه رسد به

.

دیگری . از ناحیه ممتنع الوجود هم که نمیتواند اقتضای وجود دریافت کرده

.

باشد. به نا چار راهی نیست که بگوییم اگر در عالم ممکناتی هستند و

.

وجود دارند ، راهی نیست جز اینکه این ممکنات وجود خود را از واجب

.

الوجود دریافت کرده باشند.

.

ما در حقیقت در اینجا اصلا برهان نیاوردیم. بلکه خود ذات ممکنات را

.

بررسی کردیم و دیدیم که نمیشود که این ممکنات در عالم باشند و واجب

.

تعالی نباشد.

.

بنده در امروز نکاتی را عرض کردم که اگر کسی انرا خوب بفهمد و در ان

.

تفکر و تدبر کند ، محال است که کسی بتواند در اعتقاد او به واجب تعالی

.

خللی وارد کند. اما در اینده دو برهان محکم غیر قابل خدشه نیز برای اثبات

.

واجب تعالی میاورم ( البته به بیان ساده تر ) تا دل اهل ایمان ، از ان

.

برهانها ارام و قرار بگیرد. ان برهانها را به زودی برایتان تقریر

.

مینمایم .

..::توحید::..، 

..::اشتراک گذاری مطلب.:..

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

-:¦:- Weblog Themes By توحید و عرفان -:¦:-


Best Resolution => 1600 * 900


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به سایت توحید و عرفان است | طراحی => توحید وعرفان