با عرض سلام خدمت دوستان بزگوار: با توجه به مسائل مهمی که درمورد
.
قران مطرح است ، بنده تشخیص دادم که مدتی مباحث وبلاگ را ترک
.
کرده و چند نامه به اقای اوسعی که از دوستان بزرگوار بنده هستند
.
بنگارم. متن نامه ها را در وبلاگ درج مینمایم و از تمامی دوستان عذر
.
خواهم .اما متن اولین نامه بنده به جناب اوسعی:
با سلام خدمت خدمت استاد بزرگوار و دوست عزیز جناب اقای اوسعی:
.
بنده به جهت مطالعه حرف منکرین اعجاز قران ، به ارشیو شما سری زدم
.
و مطالب را مطالعه نمودم . الحق و الانصاف که شما با مهارت حرف اقایان
.
منکر را تقریر فرمودید و حتی به گونه ای بیان فرمودید که خود انها از تقریر
.
کلامشان ، به گونه ای که شما انرا تقریر کردید عاجزند. و البته حق امانت
.
داری در نقل قول و کلام دیگران همین است که شما فرمودید. چنانکه
.
خواجه نصیر الدین طوسی که در فلسفه ممشای اشراقی داشته است ،
.
کلمات ابن سینا را که یک فیلسوف مشائی بوده است را چنان با مهارت
.
شرح و تقریر کرده است و شبهات فخر رازی را چنان دفع کرده است که
.
این کار از عهده خود ابن سینا خارج بوده است . با اینکه در بسیاری از
.
مواضع کلام ابن سینا ، نظرش با شیخ متفاوت است اما چون در مقام شرح
.
کلمات شیخ است اصلا متعرض نظرات خود نشده است و با مهارت کامل
.
سعی در بیان منظور شیخ داشته است. شما نیز در بیان کلمات معاندین
.
سنگ تمام گذاشته اید و رسم امانت داری در تقریر کلام را بجای اورده اید.
.
از این سخنان که بگذریم ، بنده چون دیدم که در بعضی موارد برای خود
.
شما هم سوالاتی پیش امده است وشکهایی حاصل شده است برخود
.
لازم دانستم که حق رفاقت را بجای اورم و در حد توان مطالبی را عرض
.
کنم . با توجه به اینکه میدانم شما فردی هستید که بدون پیش زمینه
.
فکری در مباحث وارد میشوید و سخنان را شنیده و احسن انرا بر میگزینید
.
، تصمیم گرفتم که در مورد موضوعاتی که در باب اعجاز قران اورده اید ، به
.
ترتیب ارشیوی که خودتان منظم فرموده اید مطالبی را عرض کنم.
.
امیدوارم که بنده حقیر را لایق مطالعه عرایضم بدانید گر چه لایق این
.
نیستم.
.
اولین موضوع شما که از قول منکرین اورده اید ، موضوع برده داری و جواز
.
ان در منظر قران است.
.
بیشتر مطالبی را که شما اورده اید مربوط به این بحث اورده اید ،
.
اشکالاتی بر کتاب لمعه است نه بر قران . بنده اصلا کاری به کتاب لمعه
.
ندارم و حرفهایی که در انجا مطرح است را کاری ندارم . کتاب لمعه که
.
وحی منزل نیست . نظریات اجتهادی یک فقیه بزرگ اسلامی است . حالا
.
حرفهای لمعه درست باشد یا غلط مربوط به بحث ما نمیباشد و اگر ایرادی
.
هست به ان فقیه وارد است نه به قران . بنده هر جای سخن شما و
.
استدلالهایی را که مربوط به قران است میاورم تا ببینیم ایا سخنان منکرین
.
و معاندین به قران میچسبد یا خیر.
.
در استدلالات معاندین که اورده اند تنها موردی که بر قران وارد است همان
.
ایه 178 سوره بقره است که در انجا خداوند میگوید ( کتب علیکم
.
القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد بالعبد والانثی
.
بالانثی = در باره كشتگان بر شما [حق] قصاص
.
مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض
.
زن)
.
معاندین این ایه را دلیل بر جواز برده داری از جانب قران دانسته اند و چون
.
برده داری عملی ضد بشری است اینرا دلیل بر این گرفته اند که اگر قران
.
از جانب خدا باشد ، نباید سخنی ضد بشری در انجا مطرح شود . اما در
.
اینجا میبینیم که در قران قائل به جواز برده داری شده است . لذا نتیجه
.
میگیریم که قران معجزه نیست و کلام خدا نیست .
.
اگر این حرف ایشان درست باشد یعنی از این ایه بشود جواز برده داری در
.
قران اثبات کرد ، حرف انها صحیح است . اما دوست عزیز از این ایه چنین
.
برداشتی نمیشود کرد . بنده وجوه حرفم را ذکر کرده و داوری را به عهده
.
خود شما میگذارم .
.
در ابتدا عرض کنم که این مطلب که خدا در قران بین انسانها تبعیض قائل
.
شده است حرفی در نهایت سستی است . خود شما واقفید که در هر
.
جای قران وقتی که میخواهد در مورد کمالات انسانی سخن بگوید ، قران
.
سخنش نه با زن است و نه با مرد . نه با حر است و نه با عبد . قران فرای
.
جنسیت و زن و مردی سخن میگوید . قران با انسان سخن میگوید نه با یک
.
جنس خاص . اصلا از خطابهای قرانی روشن میشود که قران به بشر ، فرا
.
جنسیتی سخن میگوید . سخن قران با انسان است نه با زن و مرد . زن
.
بودن یا مرد بودن مدخلیتی در انسانیت ندارد . لاذ در تمامی موارد میبینیم
.
که قران با خطابهای فرا جنسی سخن میگوید نظیر (یا ایها الناس ، یا ایها
.
الذین امنوا ، یا عبادی ، یا ایها الانسان ) . میبینیم که در باره کمالات و ...
.
انسان اصلا جنسیت را داخل در حریم انسانیت نمیداند. اما گاهی اوقات
.
میبینیم که خدا مردان را یا زنان را مخاطب قرار میدهد. این گونه خطابها کلا
.
مربوط به احکام فقهی است که خاص زنان است یا خاص مردان . اینگنه
.
خطابها هیچ ربطی به اصل انسانیت و تفاوت زن و مرد در انسانیت ندارد .
.
بلکه مربوط به تفاوتهای جسمی است که بین زن و مرد است و این
.
تفاوتهای جسمی باعث تفاوت در احکام فقهی میشود. در اینگونه موارد
.
خدا خطاب خاص دارد به زنان یا مردان. مثلا وقتی که در مورد محیض
.
میخواهد صحبت کند که نباید تعبیر یا ایها الناس را به کار ببرد بلکه باید زنان
.
را جدا کند و با انان سخن بگوید.
.
با این بیان اگر شما در قران خطابی یافتید که جز در احکام فقهی که ریشه
.
در تفاوتهای جسمی دارد ، زنان را پایین تر از مردان بشمارد یا برعکس وبه
.
عبارت دیگر مردان را انسان تر از زنان بداند پیدا کنید ، بیاورید . پس معلوم
.
است که خدا در قران نه زن میشناسد نه مرد بلکه مخاطب او مومنین و
.
ناس و ... هستند . پس این حرف شما که (خداوند متعال هم، بندگان
.
خودرا از لحاظ دینی به دو گروه زن و مرد تقسیم نموده
.
که البته قابل توجیه است بعلت تفاوتهای جنس مونث با
.
مذکر ،اما گویا زنان را هم به دو دستهء کنیز و آزاد تقسیم
.
نموده و مردان را هم به دو دوستهء برده و آزاد تقسیم
.
نموده) نا ثواب است .
.
اما برویم بر سر ایه مذکور که تنها دلیل منکران بود و عجیب اینکه شما در
.
چند جا فرموده ایدقران پر از احکام بره داری و جواز انست و در اوردن دلیل
.
تنها به همین یک ایه اکتفا کرده اید و به سراغ لمعه رفته اید و قوانین لمعه
.
را به حساب قران گذاشته اید !!!!!!
.
حالا ببینیم از همین یک ایه ای هم که ذکر فرموده اید میشود جواز برده
.
داری را استخراج کرد یا خیر.
.
اولا اینکه: شان نزول این ایه اینست که در عرب رسم بر این بود که اگر
.
فردی را از یک قبیله میکشتند ، قبیله مقتول تا انجا که میتوانستند از قبیله
.
قاتل را به قتل میرساندند این فکر تا بدانجا پیش رفته بود که حاضر بودند در
.
قبال قتل یک نفر تمام قبیله قاتل را بکشند . از سوی دیگر تبعیضاتی بین
.
مقتولها قائل بودند که مثلا اگر فردی از بزرگان ، غلامی از خود را میکشت
.
کسی متعرض ان نمیشد و یا اگر مردی زن خود را میکشت کسی متعرض
.
ان نمیشد . این ایه در شرایطی نازل شده که رسوم جاهلی هنوز
.
حکمفرماست و برده داری در عرب مرسوم است . واینگونه تبعیضات
.
موجود است . لذا این ایه در خطاب به انان نازل شده است . این مطلب به
.
هیچ وجه جواز برده داری در قران نیست . با توجه به شان نزول ایه و
.
رسوم جاهلی عرب ، اصلا نمیتوان در ایه قزینه ای یافت که مشعر به جواز
.
برده داری باشد .
.
ثانیا از سوی دیگر ، در اواخر دوران نزول قران که رسوم جاهلی عرب به
.
ظاهر کنار رفته است و جو حاکم بر جامعه جو اسلامی و قرانی است ،
.
این ایه نسخ شده است . دلیل بر مدعایم اینست که همانطوریکه میدانید ،
.
سوره بقره هشتاد و ششمین یا هشتاد و هفتادمین سوره ایست که نازل
.
شده است . در سوره مائده که صد و دوازدهمین سوره ایست که نازل
.
شده است و در دوران کمال اسلام است ، ایه 45 این ایه نازل شد که
.
(وَكَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ
.
بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن
.
تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ
.
هُمُ الظَّالِمُون = و بر آنان مقرر كردیم كه جان در مقابل
.
جان و چشم در برابر چشم و بینى در برابر بینى و گوش
.
در برابر گوش و دندان در برابر دندان مىباشد و زخمها
.
[نیز به همان ترتیب] قصاصى دارند و هر كه از آن
.
[قصاص]درگذرد پس آن كفاره [گناهان] او خواهد بود و
.
كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكردهاند
.
آنان خود ستمگرانند) .
.
پر واضح است که در اینجا خداوند هیچ تبعیضی قائل نشده است و اصلا در
این مساله زن بودن و مرد بودن و عبد بودن و حر بودن را اخذ نکرده است و
.
همه را انسان میداند و هیچ تبعیضی در کار نیست . روی سخن اصلا با زن
.
و مرد و ... نیست بلکه با انسان است . سخن اصلی قران فرای جنسیت
.
است و این حکم ناسخ حکم قصاص قبلی است . علت تفاوت دو ایه هم
.
تفاوت در شرایط نزول و تفاوت در مخاطبین است.
.
پس واضح است از اینکه خدا در قران درجایی کلمه عبد را در مقابل کلمه
.
حر بکار برده است نمیشود این استنباط را کرد که قران قائل به جواز برده
.
داری است .
.
این مطلب در مورد قران بود که در رد این مطلب معاندین کافی است .
.
البته ایات چند دیگری نیز هست که به نظر حقیر همین یک ایه کافی
.
است . پس این استدلال معاندین نشان از عدم انس انه با قران دارد و
.
نشان از غرض ورزی انها دارد . با اینکه این ایه نه دلالت بر جواز برده داری
.
دارد نه دلالت بر تبعیض دارد از سوی دیگر نسخ هم شده است ، چگونه
.
این افراد این سخنان را به زبان جاری میکنند؟؟؟؟؟؟
.
با این بیان روشن شد که قران قائل به جواز برده داری نیست . میماند یک
.
مطلب (که البته از بحث ما خارج است . چون بحث ما درباره قران است ) و
.
ان اینکه یک عده مغرض نسبت به اسلام لفظهایی مانند کنیز و غلام و ... را
.
در اسلام گرفتند و انگونه که خود میخواستند معنا کردند و معنای مجعول
.
خود را چوب کرده و به سر اسلام زدند و گفتند که اینها دلیل بر برده داری
.
در اسلام است .
.
شکی نیست که یکی از مبارزات شدید اسلام با رسوم جاهلی ، مبارزه با
.
برده داری بود چنانکه کتب تاریخ اسلام از ان به طور مفصل بحث کرده اند .
.
اصلا یکی از علل گرایش شدید بردگان و فقرا به اسلام همین بود . و یکی
.
از علل عدم گرایش اغنیا و ثروتمندان نیز همین بود . چون اگر اسلام
.
میاوردند ، فردی که تا دیروز غلام و فرمانبردار انها بود ، امروز با انان
.
مساوی میشد و باید یکدیگر را برادر خطاب میکردند.
.
اما غلامان و کنیزانی را که در اسلام انها را جایز شمرده است ، در حقیقت
.
افرادی بودند که یا سرپرستی نداشتند و یا از نظر مالی در مضیغه بودند
.
ولیکن نسبت به افرادی که متمکن تر بودند متعهد میشدند که در قبال
.
تامین خوراک و پو شاک و جا و مکان ، وظایفی را بر عهده بگیرند . حال
.
برای این کار یا مدت خاصی را تعیین میکردند یا خیر . اما اگر این فرد مرد
.
بود انرا غلام و اگر زن بود انرا کنیز میگفتند. در مورد کنیزان ، اگر این تعهد
.
را نسبت به مردی داشتند ، به جهت اینکه محرم یکدیگر باشند صیغه عقد
.
(یا موقت یا دائم ) بین انها جاری میشد . لذا اسلام برای اینگونه موارد
.
یعنی غلامان و کنیزان حقوقی در نظر گرفت و متقابلا برای مولای انها نیز
.
در قبال این کنیزان و غلامان حقوقی در نظر گرفت تا حق هیچکس ضایع
.
نشود . گاهی اوقات هم اگر فردی که مولا بود نیازی به ان کنیز یا غلام
.
نداشت میتوانست از تعهدی که غلام یا کنیز به او داده بود صرف نظر کند و
.
در مقابل پولی ان مدت باقی مانده از تعهد را به فرد دیگری واگذار کند .
.
اینگونه رسوم همینک هم در تمام جوامع بشری با عناوین دیگری (البته
.
مدرن تر) مثل پرستار منزل یا سرایدار و ... هست و اتفاقا شیوع ان در
.
افرادی که اسلام را حامی برده داری میدانند بیشتر است .
.
گناه اسلام چیست ؟ ای