تبلیغات
توحید و عرفان - دروس توحید۵ -- اثبات واجب الوجود ۱

توحید و عرفان
 
وبگو | پلیر ساده و زیبای پخش آهنگ

متن جانشین


✿بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ✿ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ✿ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ✿ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ✿ در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید✿ باغ صد خاطره خندید✿ عطر صد خاطره پیچید ✿ یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم ✿پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ✿ ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ✿ تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ✿ من همه محو تماشای نگاهت ✿ آسمان صاف و شب آرام ✿ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن ✿ لحظه ای چند بر این آب نظر كن ✿ آب ، آیینه عشق گذران است ✿ تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است ✿ باش فردا كه دلت با دگران است ✿ تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن ✿ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ✿ سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ✿ روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ✿ چون كبوتر لب بام تو نشستم ✿ تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم ✿ باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم ✿ تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ✿ حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم ✿ یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم✿ پای در دامن اندوه كشیدم ✿ نگسستم ، نرمیدم ✿ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ✿ نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ✿ نكنی از آن كوچه گذر هم ✿بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم✿

 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 شهریور 1387 توسط مهم نیست

با عرض سلام خدمت کلیه دوستان و سروران بزرگوار و عرض پوزش به

.

خاطر کم کاری حقیر.

.

مدتیه که در مورد توحید کمتر مطلب نوشتیم . گرچه سرتاسر مطالب این

.

وبلاگ توحیده . همین بحث وحدت وجود عرفانی رو که این اواخر بهش

.

پرداختیم ، اخرین درجات و مراتب توحید ذاتی است .البته در مرحله نظر و

.

اندیشه . وگرنه اعلی درجه توحید اینه که ادم حقیقت توحید رو شهود

.

کنه .

.

ببینه که در عالم غیر خدا نیست . هرچه جز او هست شئون و مظاهر و

.

تجلیات اوست .

.

که یکی هست و نیست غیر از یار

.

                                                                       لیس فی الدار غیره الدیار

.

اما بر اساس روش فلسفی که اثبات توحید و بیان براهین مربوط به اون بود

.

بحثمون رو مدتیه که قطع کردیم . حالا به نظرم میرسه که مقداری به بیان

.

برهانهای اثبات توحید ذاتی بپردازیم . سابقا عرض کردم که برهانی بالاتر از

.

این سراغ ندارم که ( انکار خدا و واجب الوجود نا ممکن است) . چیزی که

.

انکارش ممکن نیست ، اثباتش ضروریه . اما از باب زیادت بیان ، بنده چند

.

برهان رو خدمت دوستان عرض کنم . البته اول مقدمات لازم برای هربرهان

.

رو ذکر میکنم ، بعد به اصل برهان توجه میکنم . البته لازم به ذکره که

.

مطالبی رو که سابقا بیان کردیم دیگه توضیح نمیدم و البته همون مطالب

.

پایه های این برهانها هستند.

.

در ابتدا یه مطلب بسیار مهم و عمیق . ببینید دوستان : ما وقتی ماهیات

.

که همون موجودات ممکن الوجود هستند رو بر رسی میکنیم ، میبینیم که

.

وجود نه عین ذاتشونه نه جزء ذاتشون . یعنی یک ممکن هم میتونه موجود

.

باشه باشه و هم میتونه موجود نباشه . اگر وجود عین ذات ممکنات باشه

.

، دیگه نمیشه که ممکنات معدوم بشن . چون اگر یک زمانی موجود نباشن

.

یا اینکه یک زمانی معدوم بشن ، انفکاک ذات از ذات پیش میاد و اینهم

.

محاله . معنای انفکاک ذات از ذات اینه که یه چیزی خودش از خودش

.

انفکاک پیدا کنه. مثلا انسان ، انسان نباشه . وجود جزء دذات ماهیات هم

.

نیست . چون در اینصورت هم همون مشکل پیش میاد .

.

حالا با توجه به این مطلب که ذکر شد عرض کنم که واضحه که همه

.

ماهیات ، اگر موجود شدند و به عالم وجود قدم گذاشتند ، وجودشون رو

.

یکی بهشون داده . کسی که وجود عین ذاتشه . بهتر و دقیقتر بگم . خود

.

ذات وجود به این ممکنات وجود عطا کرده .

.

این خود ذات وجود ، نمیتونه زمانی موجود نباشه . از سوی دیگه نمیتونه

.

زمانی هم معدوم بشه . چون در اینصورت اجتماع نقیضین پیش میاد .

.

همونطوری که عدم هیچوقت نمیتونه موجود بشه ، وجود هم نمیتونه

.

معدوم بشه . منظورم حقیقت و ذات وجوده نه ماهیتهایی که گاهی

.

موجودند و گاهی معدوم .

.

پس حقیقت و ذات وجود ، نمیتونه موجود نباشه . از طرف دیگه نمیتونه

.

معدوم بشه (چون اجتماع نقیضین پیش میاد . اجتماع نقیضین هم محاله .

.

اصلا نقیضین به دو تا چیز میگن که فقط یکیش میتونه باشه . اگه یکی از

.

دو شیء نقیض اثبات شد ، شیء دیگه حتما نفی میشه و برعکس ) .

.

همه ماهیات و ممکنات در وجود پیدا کردن به این حقیقت و ذات وجود

.

محتاجند ( چون وجود نه عین ذاتشونه نه جزء ذاتشون . وقتی اینطوری

.

شد پس وجود حتما غیر ذاتشونه . غیر رو باید از جای دیگه بیارن .

.

خودشون که نمیتونن به خودشون وجود بدهند .  از یه ماهیت دیگه هم

.

نمیتونن وجود بگیرند . چون اون ماهیت دیگه خودش ، وجودش رو از جای

.

دیگه اورده و وجودی غیر از همین وجودی که خودش ازجای دیگه ای

.

کسب کرده نداره که بخواد بده به دیگری).

.

اگر این ذات و حقیقت وجود نباشه ، هیچ چیزی نمیتونه موجود بشه . چون

.

هیچ ماهیتی نیست که بتونه به خودش وجود بده .

.

این حقیقت و ذات وجود رو هرچی میخواید بهش بگید . اسمش رو بذارید

.

خدا ، واجب الوجود ، الله ، یا هر اسم دیگه ای که دلالت بر این مفهوم

.

بکنه .

.

این حقیقت که حتما باید باشه و محاله که یک مدت نباشه و همه ماهیات

.

هم در وجودشون به اون محتاجند رو ما بهش میگیم خدا و واجب الوجود.

.

با این برهان ، هم وجود خدا اثبات میشه . هم احتیاج همه ممکنات به اون

.

و هم اینکه خدا وجود عین ذاتشه و هم اینکه خدا نا محدوده (چون حد ،

.

یعنی ماهیت و حقیقت وجود نمیشه ماهیت داشته باشه . بحثاش رو

.

مفصل گذروندیم) و اگر دقت کنید میبینید که خیلی مطالب دیگه هم از این

.

برهان در میاد.

.

فعلا همین برهان رو داشته باشید و بهش دقت کنید تا کاملا براتون حل

.

بشه بعدا اگر لازم بود باز هم برهانهای دیگه ای در اثبات اون میارم.

.

حالا دوستان بزرگوار علی الخصوص اقایانی که بدنبال فهمیدن وجوه

.

اعجازی قران هستند توجه کنند. خدا در قران همین برهان رو به زبانی

.

همه فهم ، به طوریکه همه بتونن از اون استفاده کنن اورده . در کوتاه

.

ترین عبارت و زیبا ترین ترکیب . البته با بلند ترین مضامین و معانی که باید

.

در علم پیچیده ای مثل فلسفه اونهم بعد از هزار و چهار صد سال بعد از

.

ظهور قران ، از اون بحث بشه .

.

خدا در قران در باره اثبات خودش میگه که ( ام خلقوا من غیر شیء ام هم

.

الخالقون = ایا شما بدون علت افریده شده اید یا ماهیات دیگه خالق شما

.

هستند؟؟؟؟)

.

(ام خلقوا من غیر شیء) ناظر به قسمت اول بحث ماست که ماهیت ،

.

وجود نه عین ذاتشه نه جزء ذاتش . (ام هم الخالقون) هم ناظر به قسمت

.

دوم بحثه که یعنی ماهیات دیگه نمیتونن به شما وجود عطا کنن . نتیجه

.

این دو پرسش چیزی جز اثبات ذات نا متناهی و همه اون مطالب دیگه ای

.

که گفتیم میشه . البته با این تفاوت که زبان قران رو همه میفهمند. این

.

برهانی هست برای هرکی که در اون تدبر کنه . از عامی گرفته تا عالم

.

و ... .

.

بیشتر توضیح ندم . خودتون دقت کنید . خیلی چیزا براتون روشن میشه .

.

یه سوال دارم. امثال اقای اوسعی که میگن قران معجزه نیست چند بار

.

قران خوندن؟؟؟؟ چه قدر با قران انس دارند؟؟؟ اصلا قران رو چی فرض

.

میکنند؟؟؟

.

فکر میکنم جوابش رو داشته باشم . اینها قران رو با کتاب داستانهای ملا

.

نصر الدین اشتباه گرفتند . واقعا قران هنوز چه معارف و مفاهیم و مطالب

.

عمیقی در خودش داره که هزار و چهار صد سال دیگه کشف میشه؟؟؟ و

.

از این هزار و چهار صد سالها تاکی ادامه پیدا میکنه؟؟؟

.

قرانی که تفسیرای هزار سال پیش اون دو جلدیه اما تفسیرهای جدید اون

بعضا به بالای صد جلد میرسه ، واقعا هزار و چهار صد سال دیگه چه

جوریه؟؟؟؟

.

ایا افرادی که هزار و چهار صد سال پیش بودند ، فکر میکردند قران هرچه

.

کهنه تر بشه ، تازه تر میشه ؟؟؟؟؟

.

به نظر من داستان ادامه داره .

.

بماند برای بعد.





طبقه بندی: ..::توحید::..، 

..::اشتراک گذاری مطلب.:..

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

-:¦:- Weblog Themes By توحید و عرفان -:¦:-


Best Resolution => 1600 * 900


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به سایت توحید و عرفان است | طراحی => توحید وعرفان